تاثیر پیش¬تیمار سرما، طول دوره پیش کشت ریزنمونه و مدت زمان تلقیح Agrobacterium tumefaciens بر فراوانی تراریختی کلزا
نویسندگان
1 استادیار گروه پژوهشی بیوتکنولوژی مقاومت به خشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه
2 دانشیار پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فن¬آوری، تهران
3 استادیار گروه پژوهشی بیوتکنولوژی مقاومت به خشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه
doi
چکیده
بهکارگیری مهندسی ژنتیک در کلزا منجر به تولید واریتههایی شده که از نظر صفات با ارزش زراعی و اقتصادی بسیار حائز اهمیت میباشند. بیشترین انتقال ژن به کلزا از طریق اگروباکتریوم انجام شده است. جهت انتقال ژن موفق با این روش، پارامترهای مختلفی باید بهینه سازی شود. در این پژوهش عوامل پیش تیمار سرما با قرار دادن گیاهچههای 5 روزه در دمای oC4 در دو سطح (شاهد و 12 ساعت)، مدت زمان پیش کشت کوتیلدون در 3 سطح (صفر، 24 و 48 ساعت) و مدت زمان تلقیح کوتیلدون در محلول اگروباکتریوم در 4 سطح (2، 10، 20 و 40 ثانیه) بر فراوانی تراریختی کلزا از طریق انتقال ژن گزارشگر gus بررسی شده است. این عوامل در یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی با 4 تکرار مورد ارزیابی قرار گرفت. برای این منظور از رقم تجاری کلزا PF-7045-91 و سویه باکتری LBA4404 استفاده گردید. حضور و بیان ژن از طریق آزمونهای PCR و gus اثبات شد. نتایج تجزیه آماری نشان داد که بین پیشتیمار سرما و شاهد برای فراوانی تراریختی اختلاف معنیداری مشاهده نگردید، اما بین سطوح مختلف مدت پیش کشت و مدت زمان تلقیح برای این صفت اختلاف معنیداری وجود داشت. بهطوریکه مدت زمانهای پیشکشت 24 و 48 ساعت بدون اختلاف در بین خود و بهترتیب با متوسط 21/24 و 55/23 درصد و مدت زمانهای تلقیح 10، 20 و 40 ثانیه، بدون اختلاف در بین خود و بهترتیب با متوسط 52/21، 85/30 و 08/21 درصد دارای بیشترین فراوانی تراریختی بودند. همچنین تجزیه واریانس، اثرات متقابل دو طرفه و سه طرفه را معنیدار نشان نداد.