بهینه‌یابی ظرفیت تولیدی صنایع کوچک و بزرگ در مسیر توسعه اقتصادی؛ رهیافت زنجیره مارکف – سوئیچینگ

نویسندگان

1 استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

2 استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

4 استاد گروه اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده اقتصاد، تهران، ایران

5 دانشیار گروه اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده اقتصاد، تهران، ایران

doi
10.30473/egdr.2021.60589.6291
چکیده

هدف اصلی این مطالعه بهینه‌یابی ظرفیت تولیدی صنایع کوچک و بزرگ است. در این مطالعـه بـا همراهی تکنیک اقتصادسنجی و با بهره‌مندی از تابع هزینه ترانسلوگ به تخمین هر یک از ظرفیت‌های تولیدی صنایع بزرگ و کوچک در سال‌های (1397-1380)، پرداخته شد. به جهت مشخص شدن سطح بهینـه ظرفیت تولید در این صنایع با کد دو رقمی ISIC.Rev.2 و ISIC.Rev.3 که توسط مرکز آمار کشور از کارگاه‌های بزرگ 10 نفر کاری و بالاتر بهره‌گیری شد. در این شیوه بعد از جمع‌آوری اطلاعات و تبـدیل قیمـت‌هـای جـاری بـه ثابـت از تکنیـک اقتصادسنجی خصوصاً از شیوه تابع هزینه ترانسندنتال لگاریتمی استفاده می‌شود. یافته‌های کسب شده از بررسی اطلاعات در صنایع بزرگ بیانگر این است کـه؛ سطح تولید 976456 میلیون ریال در سال می‌باشد. و از دید تحلیل مورد تأییـد می‌باشد و نشان می‌دهد سطح بهینه تولید و نقطه حداقل کننده تابع هزینه متوسط کل می‌باشد. متوسط ارزش ستانده حقیقی بنگاه‌های صنعتی در صنایع بزرگ در سطح تولید پایین‌تر از مقدار بهینه می‌باشد. اندازه بهره‌مندی از ظرفیت تولیدی این صنایع 59 درصد می‌باشد. نتیجه‌های کسب شده از تحلیـل در صـنایع کوچـک بیانگر آن است؛ سطح تولید واقعی 614213 میلیون ریال در سال می‌باشد، که نشان دهنده نقطه حداقل کننده تابع هزینه متوسط کل صنایع کوچک می‌باشد. متوسط ارزش ستانده واقعی هر بنگـاه صـنعتی در بخـش تولیـد صـنایع کوچـک 65421 میلیون ریال در سال بوده است، و این بنگاه‌ها تنها کمی بیش از 6/38 درصد از ظرفیت اسمی خود را مورد استفاده قرار می‌دهند.