مقایسۀ کارآیی فنون تحلیل چندمعیاری در بررسی تناسب ارضی (مطالعۀ موردی: مکان‎یابی محل دفن پسماندهای شهری شیراز)

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه محقق اردبیلی

2 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‎ریزی شهری، دانشگاه محقق اردبیلی

doi
10.22059/jhgr.2014.51572
چکیده

امروزه، تعدد معیارهای دخیل در امر تصمیم‎گیری باعث شده است که استفاده از فنون تحلیل چندمعیاری، اجتناب‎ناپذیر تلقی شود. با وجود این، هنگام به‎کارگیری فنون تحلیل چندمعیاری، لازم است استفادۀ اصولی از آنها در زمینه‎های کاربردی مختلف، ارزیابی شود. بر همین اساس در این نوشتار قابلیت‎های استفادۀ عملیاتی از فنون TOPSIS و WLC، در یک زمینۀ تجربی (مکان‎یابی محل دفن زباله‎های شهر شیراز) به آزمون گذاشته شده و در ادامه، الگویی در اولویت‎بندی استفاده از این روش‎ها در زمینۀ تجربی ارائه شده است. در الگوی ارائه‎شده، فرض بر این است که بالارفتن میزان غربال‎زنی پیکسل‎ها در نقشۀ خروجی حاصل از هر یک از مدل‎های معرفی‎شده که در سطوح مختلف از آستانه‎های مطلوبیت قابل رهگیری است، می‎تواند نقطۀ مثبتی در به‎کارگیری مدل مربوطه تلقی شود. برای مثال با توجه به نمایۀ آماری مربوط به خروجی WLC، تعداد پیکسل‎هایی که تا آستانۀ مطلوبیت فرضی 214 غربال می‎شوند، 2262355 پیکسل است، ولی در همان سطح آستانۀ مطلوبیت فرضی، تعداد پیکسل‎های غربال‎شده در خروجی حاصل از TOPSIS، بیش از 2443499 پیکسل است. بنابراین در سطح مطلوبیت بیان‎شده، کاربرد روش  TOPSISاز ارجحیت برخوردار است. بررسی موردی چند نمونه از پیکسل‎های اولویت‎دار در خروجی حاصل از  روش TOPSIS نیز نشان می‎دهد که این پیکسل‎ها به‎لحاظ معیارهای تعیین‎شده در مکان‎یابی محل دفن زباله‎ها شرایط مطلوبی دارند. این امر می‎تواند اعتبار نتایج حاصل از به‎کارگیری مدل را تأیید کند.