گونههای تأثیرپذیری شروح نهجالبلاغه خویی و شوشتری از شرح قطب الدین راوندی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری تخصصی رشته علوم و معارف نهج البلاغه، دانشگاه پیام نور
2 دانشگاه قرآن و حدیث - دانشجوی دکتری تخصصی رشته علوم و معارف نهج البلاغه
doi
10.30465/alavi.2020.5550چکیده
یکی از روشهای کارآمد در سنجش ارزش یک اثر علمی، بررسی میزان تأثیرپذیری آثار پسین از آن است. این تأثیرپذیری هم به جهت شخصیت مؤلف و هم به جهت محتوای تألیف قابل پیگیری است. منهاجالبراعه فی شرح نهجالبلاغه اثر قطبالدین راوندی، شرحی کهن و روشمند است و از مهمترین شروح نهجالبلاغه محسوب میشود. مطالعهی شروحِ نگارش شدهی پس از این شرح روشن میسازد که جایگاه علمی مؤلف و تألیف، بر شارحان پسین نهجالبلاغه تأثیر فراوانی داشته است. از جمله شروحِ متأخری که این تأثیرپذیری در آنها بسامدِ آماری بالایی داشته است، منهاجالبراعه فی شرح نهجالبلاغه از حبیبالله هاشمی خویی و بهجالصباغه فی شرح نهجالبلاغه از محمدتقی شوشتری است که ضمن تأثیرپذیری از شخصیت علمی راوندی، از روش و محتوای شرح وی نیز متأثّر بودهاند. این تأثیرپذیری به دو گونهی تأیید آرای راوندی و نقد نظرات وی در این دو شرح انعکاس یافته و بیشتر در دامنهی موضوعاتی نظیر ادبی، تاریخی و تحلیلی ظهور داشته است. اصلیترین علل رویکرد نقّادی خویی و شوشتری نسبت به راوندی، دستیابی به فهمِ صحیح و مرادِ واقعی کلام امام (ع) است.