طراحی مدل کاربرد آموزش مبتنی بر زمینه درس علوم تجربی ‏دوره ابتدایی بر مبنای نظریه داده بنیاد

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم تربیتی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران

2 استادیار گروه علوم تربیتی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

3 دانشجوی دکتری گروه علوم تربیتی، رشته برنامه‌ریزی درسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

doi
10.22099/jcr.2023.7175
چکیده

هدف از پژوهش حاضر ارائه مدل کاربرد آموزش مبتنی بر زمینه درس علوم تجربی ‏دوره ‏ابتدایی‏ است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان ابتدایی استان مرکزی بودند که 25 نفر از آنها از طریق روش نمونه ­گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شدند. داده ­ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع ­آوری و به منظور تجزیه و تحلیل داده ­ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر نشان­ دهنده 243  کدباز، 52 کد فرعی و 15 کد اصلی بود. مقوله­ های فرعی که ذیل بعد شرایط علی قرار گرفتند عبارت بودند از: عوامل مربوط به دانش ­آموزان، عوامل مربوط به برنامه ­ریزی درسی و عوامل مربوط به معلمان. مقوله ­هایی که ذیل بعد عوامل زمینه ای قرار گرفتند عبارت بودند از: عوامل یادهی- یادگیری، عوامل سازمانی، فضا، منابع و مواد و مهارت معلمان. مقوله­ های که ذیل بعد شرایط میانجی قرار گرفتند عبارت بودند از: عوامل سازمانی و مدیریتی، فرهنگی، عوامل فردی معلمان و عوامل کالبدی. مقوله ­های که در بعد راهبردها قرار گرفتند عبارت بودند از: برنامه­ ریزی آموزشی شامل (امکانات فیزیکی، هدف، محتوا، آموزش معلمان، ارزشیابی و روش تدریس). پیامدها نیز عبارت بودند از: اثربخشی معلمان(رشد حرفه‌ای معلمان) و اثربخشی دانش آموزان (در حیطه مهارتی، در حیطه نگرشی، در حیطه شناختی و کسب مهارت‌های فرایندی علوم). بر اساس ‏نتیجه تحقیق حاضر آموزش مبتنی بر زمینه در درس علوم تجربی ‏دوره ‏ابتدایی متاثر از مجموعه ای از عوامل و مهارت­ ها ‏است که در صورتی که ‏این رویکرد به این مهارت ­ها مجهز نشوند، موفّق نخواهند شد. بنابراین یکپارچگی این ‏عوامل در ‏درس علوم تجربی ‏دوره ‏ابتدایی می­ توانند در تدوین و توسعه آموزش مبتنی بر زمینه در درس علوم تجربی ‏دوره ‏ابتدایی کمک کننده باشد.‏