معلم زنده است زنده تر از پیش
نویسندگان
1 استاد برنامهریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس
doi
10.22099/jcr.2023.7177چکیده
یکی از بحث های داغ پیرامون معلم و مدرسه ایرانی در ابتدای قرن پانزدهم، موضوع «مرگ مدرسه و معلم» است! این نظریه مبتنی بر شواهدی است که واقعی هستند. همین موضوع موجب است تا توجه پژوهشگران رشته های مختلف به آن جلب شود. آنچه در بنیاد این نظریه قرار گرفته، نتایج عملکرد شاگردان در آزمون های داخلی و جهانی است. عملکرد شاگردان در آزمونهای مدرسه ای و در آزمون ورودی دانشگاه ها و همچنین در دو آزمون جهانی تیمز و پرلز شاهد اصلی در ساخت نظریه مذکور است. با وجود این، پژوهشگران به جنبه های تجربی خود و گزارش های پژوهشی هم ارجاع میدهند. حتی اگر شواهد این نظریه پذیرفته شود، باز هم این نوع نظرورزی را می توان درک سطحی شواهد یا «نظریه پردازی بد» نامید. آنچه عملکرد شاگردان را شکل میدهد، فقط دانستن و یادگیری نیست. بیش از یادگیری و دانستن، موضوع خواستن و میل به اعلام دانایی مطرح است؛ که با متغیرهای متعدد اجتماعی در ارتباط است. اینکه شاگردان حاضر باشند در موقعیت آزمون، به پاسخدهی بر اساس توان خود اقدام کنند، جای سوال دارد؛ اما، واقعیت دارد که آنان از آنچه در مدرسه می گذرد، گریزان هستند و اینکه همین اشخاص در موقعیت های عمل مشابه نشان دادهاند که دارای توانایی لازم می باشند.