تحلیل زبان عرفانی عبهرالعاشقین در مبحث عشق بر‌اساس الگوی گفتمان پویا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.48311/LRR.15.2.465
چکیده

یکی از ویژگی‌های عرفان روزبهان از عارفان سده ششم، توجه ویژه به موضوع عشق و شرح مراحل آن است. شرح این مراحل موجب ایجاد زبان خاص عرفانی در عبهرالعاشقین شده است. عبهرالعاشقین که به‏طور ویژه به‏موضوع عشق می‏پردازد، حاصل تجربه‏های عرفانی روزبهان است و از صیرورت مدام سالک حکایت می‏کند. تجربه این «شدن‏های» پیوسته وقتی در بستر زبان جاری ‌می‏شود، ویژگی‏های خاصی به خود می‏گیرد. تحلیل زبان عرفانی ویژه او در مراحل مختلف صیرورت سالک در مراتب عشق با استفاده از الگوی گفتمان پویا میسر می‏شود. این الگو نشان می‏دهد زبان عرفانی عبهرالعاشقین ایستا نیست و بنیاد آن بر تحول است. هدف این پژوهش روشن کردن مسیر پویایی تجربه عرفانی سالک در طریقت عشق و در بستر زبان است. بر این اساس، این پژوهش به بررسی«هویت» و مسیر «شدن» سالک خواهد پرداخت. با استفاده از مربع معناشناسی بخشی از روند صیرورت در کلام را می‏توان بررسی کرد. این مطالعه آشکار می‏کند که هویت سالک، عبارت از عارفی است که به مقام فنای صفاتی رسیده است، اما خشنودی به عشق انسانی و توقف در آن حجاب راه اوست. غایت سیر سالک دیدار تجلی جمال الهی در سیمای معشوق انسانی و رسیدن به فنای ذات و توحید است. فعل مؤثر «خواستن» به‏هنگام گزینش میان دو راهِ توقف یا پویایی نمود می‏یابد. فعل مؤثر «بایستن» در تقدیر حق‏تعالی در قرار دادن امتحان عشق تجلی می‏یابد. اما رسیدن سالک به فاعل «توانشی» و منزل مشاهده و وصل به فضل و جذبه الهی میسر است نه اراده سالک.