زیست-سیاست و تأثیر آن بر جوامع اطراف هامون جازموریان
نویسندگان
1 گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/esrj.2022.101825چکیده
با انقیاد زیست انسان به واسطه گفتمان زیست-سیاست1 حکومتها، مفاهیم «اردوگاه2» و «هموساکر3»، در دنیای مدرن ظهور پیدا کرده است. گرچه این دو مفهوم، در گستره وسیعی از مطالعات جغرافیایی به کار رفته است، اما تاکنون ارتباط مشخصی بین خشونتهای محیطزیست، سیاستهای زیستمحیطی حکومت و جوامع تحتتاثیر آن ایجاد نکرده است. در این پژوهش، ضمن تعریف «اردوگاه زیستمحیطی4» و «هموساکرهای زیستمحیطی5» در چارچوب مباحثی که جورجیو آگامبن6 و جغرافیدانان سیاسی انتقادی متاثر از او به آن پرداختهاند، مدلی مفهومی ارایه شده است. این مدل برای صاحبنظران ارسال و تایید چارچوب مفهومی به دست آمده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که آیا امکان وقوع شرایط اردوگاهی و به تبع آن ظهور نوعی از انسانهای هموساکر در یک محیط طبیعی جغرافیایی، تحتتاثیر گفتمانهای سیاسی زیستمحیطی حکومت وجود دارد؟ جهت پاسخ به این پرسش، سیمای طبیعی اطراف هامون جازموریان، و همچنین سیمای اجتماعی جوامع موجود در آن، مورد مطالعه موردی قرار گرفته است. ماحصل تصمیمات در بازه بیست ساله اخیر، با بررسی وضعیت اقلیم، آب در دسترس، سفرههای زیرزمینی، پوشش گیاهی، فرسایش، زیرساختها، رشد جمعیت، آموزش، بهداشت و اشتغال صورت گرفته است. بر این اساس نمود «حیات برهنه7» در وضعیت معیشت جوامع ساکن در این مناطق، مشهود است و مدل مفهومی این پژوهش مبنی بر تبلور حیات برهنه به واسطه سیاستهای زیستمحیطی، مورد تایید قرار گرفته است.