تحلیل پدیدارشناسانه معلمان ابتدایی (دانشجویان ارشد برنامه درسی) از کاربرد رویکرد تلفیقی در تدریس
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد برنامه درسی دانشگاه الزهرا(س)
2 دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهرا(س)
3 استادیار دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهرا(س)
doi
10.22099/jcr.2021.6332چکیده
پژوهش حاضر با هدف فهم تجربه معلمان ابتدایی از برنامه درسی تلفیقی (درهمتنیده، یکپارچه) انجام شد. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ طرح پژوهش، کیفی است. مشارکتکنندگان، معلمان ابتدایی مشغول به تحصیل در کارشناسی ارشد برنامهریزی درسی دانشگاه الزهراء بودند که تجربه برنامه درسی تلفیقی در طول تدریس داشتهاند. روش پژوهش حاضر پدیدارشناسی توصیفی هوسرلی و از رویکرد نمونهگیری هدفمند و روش نمونهگیری معیار استفاده شد. معیار انتخاب نمونه، معلمان ابتدایی شاغل و دارای تجربه برنامه درسی تلفیقی بود. نمونهگیری تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و در نهایت 16 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. روش گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه سازمانیافته بود. برای اعتباربخشی به دادهها و نتایج بهدست آمده از پژوهش، بعد از انجام مصاحبه و پیادهسازی آن، دادهها و تفسیر از آنها در اختیار خود معلمان که بهعنوان شرکتکننده در پژوهش بودند، قرار گرفت تا آنان صحت دادهها و تفسیر آنها را تأیید کنند. همزمان با گردآوری دادهها، تجزیهوتحلیل آنها شروع شد. اطلاعات بر اساس مدل کلایزی تجزیهوتحلیل شدند. یافتههای تحقیق دربرگیرنده چهار مضمون اصلی و 16 مضمون فرعی است که مضامین اصلی شامل: مفهومشناسی برنامه درسی تلفیقی، دلایل روی آوردن به برنامه درسی تلفیقی، نقش معلمان در برنامه درسی تلفیقی و پیامدهای بهکارگیری برنامه درسی تلفیقی بود و مورد تحلیل کیفی قرار گرفت. همچنین یافتههای پژوهش نشان داد که برنامه درسی تلفیقی ازنظر معلمان دارای تعاریف مختلف، اما همسو باهم است و نقش معلمان در این برنامه راهنما و تسهیلگر و برنامهریز و طراح حرفهای است که هرکدام از آنها دلایل مختلفی برای روی آوردن به این برنامه دارند. همچنین، بهکارگیری این برنامه دارای نتایج بسیار مفیدی برای معلمان و دانشآموزان است. علاوه بر این، پیشرفت جامعه و نسل جدید و آشنایی آنان با تکنولوژی سبب شده است که روشهای سنتی دیگر پاسخگو نباشند.