اقیانوس منجمد شمالی، صحنۀ تقابل ژئواکونومیکی و ژئواستراتژیکی قدرت‎های بزرگ

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات

2 دانشجوی مقطع دکترای رشته جغرافیای سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد علوم تحقیقات

3 استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhgr.2014.50592
چکیده

اهمیت قطب شمال در قرن حاضر از زمانی نمایان شد که روسیه یک فروند زیردریایی خود را در دوم اوت سال 2007، به ژرفای 4261 متری اقیانوس منجمد شمالی فرستاد و پرچم این کشور را در بستر این اقیانوس نصب کرد. درواقع این عمل روسیه، زمینه‎ساز مناقشه‎ای بزرگ بین کشورهای حاشیۀ قطب شمال شد و حقیقت یکی از نظریه‎های ژئوپلیتیکی قرن گذشته به‎نام «نئوماهانیزم» را بر همگان روشن کرد. این نوشتار در جست‎وجوی آن است که مشخص کند، حاکمیت بر اقیانوس منجمد شمالی به‎دلیل داشتن یک‎چهارم منابع هیدرو کربن جهان و همچنین کوتاه‎شدن مسیر هوایی و دریایی به‎دلیل گذشتن از دایرۀ عظیمه، سبب‎شده که قدرت‎های بزرگی همچون ایالات متحدۀ آمریکا و روسیه، بر سر تصاحب این منابع در حال رقابت و حتی تقابل با یکدیگر باشند؛ چرا که براساس نظریۀ نئوماهانیزم، در آینده کسی قدرت جهانی خواهد بود که بتواند بر این اقیانوس حاکمیت کامل داشته باشد. سؤال اینجاست که آیا ویژگی‎های ژئواکونومیکی اقیانوس منجمد شمالی، می‎تواند زمینۀ تقابل قدرت‎های بزرگی همچون ایالات متحدۀ آمریکا، روسیه، کانادا، نروژ و... را در این منطقه ایجاد کند؟ این پژوهش با بررسی توصیفی ـ تحلیلی، در نظر دارد با استفاده از نظریه‎های مطرح‎شده و تلفیق آنها و دست‎یابی بر یک چارچوب نظری جدید، به بررسی موضوع پژوهش بپردازد. به نظر می‎رسد اهداف کشورهای حاشیۀ این اقیانوس، به‎دلیل داشتن منابع بسیار عظیم و غنی در قرن حاضر، بر مفهوم ژئواکونومی منطبق شده‎اند؛ به همین سبب، اقیانوس منجمد شمالی را صحنۀ عملیات فرداهای دور نامیده‎اند و در برخی منابع و کتب علمی، لقب مدیترانۀ قطبی را برای آن برگزیده‎اند تا بار دیگر اقتصاد و در رأس آن انرژی را، منشأ تحولات استراتژیک قرار دهند.