مطالعه تجارب زیستۀ دانش‌آموزان دوره ابتدایی از یادگیری مبتنی بر رویکرد کلاس معکوس

نویسندگان

1 دانشیار تکنولوژی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه بیرجند

2 دانشیار مطالعات برنامه‌درسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه بیرجند

3 دانشجوی دکتری مطالعات برنامه‌درسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه بیرجند (نویسنده مسئول)

doi
10.22099/jcr.2021.6051
چکیده

در پژوهش حاضر تجارب عمیق دانش‌آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی از کلاس معکوس به شیوۀ کیفی و از نوع پدیدارشناسی بررسی شد. با توجه به ماهیت پژوهش از روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع معیار استفاده شد، که با مصاحبۀ عمیق 15 دانش‌آموز، داده‌های اخذ شده به اشباع رسید. داده‌های حاصل از تجارب زیسته دانش‌آموزان به روش کُلایزی (2002) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و از نرم‌افزار MAXQDA11 به‌عنوان ابزار تحلیل داده‌ها استفاده شد. یافته‌های حاصل از تجارب زیسته دانش‌آموزان، در 9 مضمون اصلی"حل مشکلات یادگیری"، "بهبود مسائل کلاسی و خانه"، "اثرات تغییر محیطی"، "افزایش سواد فناوری"، "مشارکت و تعامل"، "لذت بردن از یادگیری"، "یادگیری مادام‌العمر و در حد تسلط"، "کنترل یادگیری"، "پوشش سبک‌های یادگیری و نیازهای ویژه" دسته‌بندی شد. تجارب دانش‌آموزان نشان می‌دهد که استفاده از کلاس معکوس دارای نتایج اثربخش و مثبتی در جهت یادگیری آنان داشته است و شرایط متفاوتی نسبت به روش‌های سنتی برای دانش‌آموزان ایجاد کرده است.