بکارگیری ادبیات کودک و نوجوان در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌‌زبانان بزرگسال از منظر مدرسان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

doi
10.29252/LRR.14.4.7
چکیده

با گسترش رویکرد آموزش ادبیات‏محور زبان، بهره‏گیری از ادبیات کودک و نوجوان در آموزش زبان‏ها به گویشوران غیربومی جایگاه مطلوبی یافت و ویژگی‏هایی همچون برخورداری از واژه‏ها و ساختارهای دستوری امروزی، بیان مفاهیم و رویدادهای ملموس زندگی، لذت‏بخشی، آشناسازی فراگیران با مسائل بلاغی زبان، و بهره داشتن از موضوعات عام و جهانی، برنامه‏های آموزشی زبان را به سمت استفاده از مصادیق این گونه سوق داد. با وجود این، سیاست‏گذاران حوزه‏ی آموزش زبان، از گزینش متون ادبی این حوزه بی‏نیاز نیستند؛ چراکه این گونه نیز از انواع و سطوحی متشکل است که بهره‏گیری از آنها نیازمند بررسی و پژوهش است. در همین راستا پژوهش حاضر به شیوه‏ای پیمایشی به تعیین اهمیت مصادیق حوزه‏ی ادبیات کودک و نوجوان در آموزش فارسی به غیرفارسی‏زبانان پرداخته است. بدین منظور نخست پرسشنامه‏ای محقق‏ساخته دربردارنده‏ی هشت گویه از مصادیق ادبیات کودک و نوجوان در سه سطح زبانی تهیه شد و به روش غیرتصادفی دسترس‏پذیر و هدفدار در اختیار 94 تن از مدرسان ایرانیِ با سابقه‏ی تدریس در حوزه‏ی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‏زبانان که با مقولات ادبیات فارسی نیز آشنایی داشتند، قرار گرفت. داده‏های به دست آمده، به منظور پاسخ‏گویی به پرسش‏های پژوهش از طریق نرم‏افزار اس‏پی‏اس‏اس 22 و آزمون‏های آماری کای- دو یک‏طرفه، فریدمن و من- ویتنی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده از تحلیل داده‏ها حاکی از آن است که تمام شاخص‏های تعیین شده در سطح مبتدی کم‏اهمیت یا بی‏اهمیت‏اند، و در دو سطح میانی و پیشرفته بر اهمیت داستان نوجوان، قصه‏ها و داستان‏های کودکانه، و شعر نوجوان تاکید بیشتری شده است.