مطالعه تطبیقی زبان از دیدگاه دریدا و ملاصدرا؛ بستری برای امکان‌سنجی خوانش واساز از متن قرآنی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس

2 پژوهشگر پسادکتری گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.29252/LRR.14.4.10
چکیده

مسأله "زبان" و قضایای مربوط به آن یکی از پرچالش­ترین جنبه­های فلسفه و رویکردهای نقدی جدید در خوانش متون دینی به­شمار می­رود. این مسئله در رویکردهای نقدی پسامدرن و بویژه خوانش دریدایی متون که یکی از ابزارهای برخی نومعتزلیان در خوانش متن قرآنی است به علت اصالت دادن به زبان در این رویکردها، از اهمیت مضاعفی برخوردار است و باعث چالشهای بزرگی شده که از تفاوت در نوع نگاه به زبان ناشی می­شود. در همین راستا، پژوهش حاضر در صدد "تبیین" دو نگاه متفاوتِ دریدا و ملاصدرا برآمده تا شرایط مرئی شدن دو رویکرد به هستی و معرفت از پنجره زبان را فراهم آورد و میزان امکان­پذیری یا عدم امکان چنین خوانش­هایی را با روشی تحلیلی – تطبیقی بررسی کند. یافته­های پژوهش نشان می­دهد با توجه به دیدگاه ملاصدرا نسبت به وجود، معرفت و زبان و قائل بودن او به نظام تشکیکی و ذومراتبی که از سه منبع معرفتی عقل، قلب و وحی حاصل شده و زبان الهی را دارای سه مرحله ابداعی، تکوینی و تشریعی دانسته و به تناسب، زبان بشری را نیز ذومراتبی می­داند، دیدگاه دریدا، در هیچکدام از این سطوح زبانی قابل بررسی نیست و با توجه به عدم فراروی دریدا از روش عقلی – فلسفی، هرگز از مرحله "فعل" (در نظام معرفتی خلق و امر) بالاتر نرفته است. به همین دلیل، بکارگیری این شیوه خوانش از متن قرآنی توسط برخی نومعتزلیان، نیازمند بازنگری جدی و تحلیل انتقادی است.