نقش واسطهای باورهای خودکارآمدی در رابطۀ ارضای نیازهای اساسی روانشناختی و ادراک از کیفیت فضای دانشگاه با سازگاری دانشجویان با دانشگاه
نویسندگان
1 دانشیار روانشناسی تربیتی دانشگاه شیراز
2 دکترای روانشناسی تربیتی، دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jcr.2020.5817چکیده
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ ساختاری بین ارضای نیازهای اساسی روانشناختی و ادراک از کیفیت فضای دانشگاه با سازگاری با دانشگاه، همراه با واسطهگری باورهای خودکارآمدیبود. این پژوهش از نوع همبستگی بود. شرکتکنندگان 469 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند، که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند، و پرسشنامۀ نیازهای اساسی روانشناختی گانیه، پرسشنامۀ دانشکده و محیط دانشگاه مکدونالد، مقیاس ابعاد خودکارآمدی موریس، و پرسشنامۀ سازگاری دانشجویان با دانشگاه بیکر و سیرک را تکمیل نمودند. پایایی و روایی نمرات حاصل از ابزارهای پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ و تحلیل عامل تأییدی تعیین شد. نتایج تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری نشان داد، مدل پیشنهادی با دادههای این پژوهش برازش مناسبی دارد، و اثر مستقیم نیازهای اساسی روانشناختی و کیفیت فضای دانشگاه بر باورهای خودکارآمدیوسازگاری با دانشگاه تأیید شد. باورهای خودکارآمدینیز بر سازگاری با دانشگاه اثر مستقیم و همچنین داشت. همچنین یافتهها نشان دادند ارضای نیازهای اساسی روانشناختی و کیفیت فضای دانشگاه با واسطهگری باورهای خودکارآمدیبر سازگاری با دانشگاه تأثیر مثبت و غیرمستقیم دارند. بر اساس نتایج بهدست آمده از این پژوهش میتوان گفت ارضای نیازهای اساسی روانشناختی و کیفیت فضای دانشگاه از طریق افزایش باورهای خودکارآمدی، بر سازگاری دانشجویان با دانشگاه تأثیر دارد.