مطالعهای در ارتباط با نگرش مردم دربارهی مشارکتهای مردمی در پیادهسازی و گسترش سوادآموزی بزرگسالان
نویسندگان
1 استاد روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jcr.2019.5215چکیده
بیسوادی و کمسوادی یکی از مشکلات جوامع رو به رشد ازجمله ایران است. اگرچه در شهرهای بزرگ و مراکز استانها دسترسی به تحصیلات دانشگاهی کموبیش فراگیر شده است ولی در لایههای دیگر مردمی، هنوز بیسوادی و کمسوادی مشکلآفرین است. انگیزهی پژوهش حاضر بررسی و مقایسهی دیدگاههای مردمی در ارتباط با مشارکت در سوادآموزی است. طرح پژوهش به روش توصیفی است که در آن دو گروه آزمودنی از میان شهروندان عادی و نخبه شهر شیراز گزینش شدند و به پرسشنامه محقق ساختهای که شامل 21 ماده بود پاسخ دادند. نتایج نشان داد که آزمودنیهای هر دو گروه در ضرورت مشارکت در امر سوادآموزی بیشتر بینظر بودند یعنی بهطور سامانمند حتی روی این موضوع اندیشه نکرده بودند. همچنین یافتهها نشان داد، زنان نسبت به مردان و گروه نخبه نسبت به گروه عادی بهطور معناداری مشارکت در سوادآموزی را ضروریتر میبینند. این پژوهش بهطور کلی نشان داد افراد با بهکارگیری افکار ناکارآمدی مانند اینکه "جامعه برای انجام کارهای سخت نیاز به افراد بیسواد دارد." عدم مشارکت خود را توجیه میکردند. به نظر میرسد این افکار ناکارآمد متأثر از وجود دانشآموختگان دانشگاهی بیکار در سطح جامعه باشد.