تبیین سازوکارهای زبانی «فراراوی» در گفتمان عرفانی مثنوی با رویکرد تحلیل گفتمان روایی

نویسندگان

1 استادیار زبان فارسی دانشگاه کوثر بجنورد

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد

doi
10.29252/LRR.14.2.9
چکیده

قدرت از طریق مدلی زبان­شناختی، دلالت­های نهفته­ای را که در پس روابط جانشینی، همنشینی و درون­نشانه­ای شکل می­گیرد، بازتعریف می­کند. بررسی سازوکارهای زبانی متون مقدس، فلسفی و عرفانی نشان می­دهد که قدرت الهی با نفوذ در ساختارهای زبانی گفتمان و تأثیرگذاری بر آن، تسلط فراراوی را در متن بازنمایی می­کند. با توجه به اینکه مثنوی مولانا، از کلان­روایت­های عرفانی است، مسأله اصلی این است که چگونه ایدئولوژی قدرت الهی در گفتمان عرفانی، ساختارهای زبانی و نوع روایتگری انواع راوی را در آن مفصل­بندی می­کند و خود به یک فراراوی تبدیل می­شود. از این روی، در مقالۀ حاضر پس از تبیین ارتباط بین زبان گفتمان و روایت با رویکرد گفتمان روایی، تأثیر ­باورمندی به قدرت الهی بر ساختار زبانی گفتمان و شیوۀ روایتگری انواع راوی در مثنوی، واکاوی شده­است. نتیجه حاکی از آن است که در گفتمان عرفانی مولانا ایدئولوژی قدرت الهی، همانند فراراویی مسلط از بیرون قصه، بر روی ساختار زبان گفتمان و ذهن راوی تأثیر می­گذارد که در این حالت مؤلف- راوی درون متن بزرگتر هستی قرار گرفته است و فراراوی/ خداوند با او یکی شده و او از زبان فراراوی می­نویسد. همچنین، قدرت الهی با شگردهایی چون: گزینش­های زبانی، چشم­اندازِ غیرقابل دسترس بودن فرامن و نحوه کانونی­سازی ثابت و چندگانه، از درون روایت سبک ذهن راویان نسبت به فراراوی/ خداوند را سامان می­بخشد و از این طریق، ایدئولوژی پنهان در ساختارهای زبانی گفتمان حاکم بر ذهن نویسنده را بازنمایی می­کند و درنهایت مانند صدایی فراتر از همه صداها اجزای گفتمان عرفانی را تحت سیطرۀ خویش نگه ­می­دارد.