طراحی الگویی برای تطبیق نظامهای تربیتمعلم
نویسندگان
1 دانشیار رشته برنامه درسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران
2 دانشیار رشته برنامه درسی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران
3 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، گروه مدیریت آموزشی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران؛ عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان
4 دانشیار رشته تکنولوژی سیستمهای آموزشی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران
doi
10.22099/jcr.2019.5221چکیده
این پژوهش با هدف طراحی الگویی برای تطبیق نظامهای تربیتمعلم انجام شده است. روش انجام پژوهش، روش نظریه مبنایی یا داده بنیاد و ابزار جمعآوری دادهها مصاحبه نیمه ساختاریافته و چک لیستهای محققساخته است. جامعه مورد مطالعه شامل منابع مکتوب چون مقالات و کتب منتشره شده حوزه مطالعات تطبیقی در 20 سال اخیر و استادان، کارکنان و مسئولان دانشگاه فرهنگیان بودند. حجم نمونه علاوه بر 20 کتاب، 45 مقاله و 30 پایاننامه، 16 نفر از استادان وکارکنان و مسئولان ارشد دانشگاه فرهنگیان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شده و پژوهشگر را به اشباع اطلاعاتی رساندند. نتایج تحلیل مصاحبهها و منابع مکتوب در نظامهای تربیتمعلم به ترسیم الگویی مفهومی منتهی شد که در آن 12 مقوله در 3 بعد: عوامل زمینهای، عوامل داخلی، عوامل میانی؛ وجود دارد. بعد عوامل زمینهای شامل مقولات: جغرافیایی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که از 42 خرده مقوله استنتاج شدهاند. بعد عوامل داخلی شامل مقولات: مؤلفههای نظام تربیتمعلم، برنامه درسی، جذب دانشجو است که از 53 خرده مقوله به دست آمدند. بعد عوامل میانی شامل مقولات: الزامات تغییر، الگو برداری، بومیسازی است که مستخرج از 23 خرده مقوله بودند. این الگو به پژوهشگران تطبیقی در نظامهای تربیتمعلم کمک میکند تا به همه ابعاد ضروری در تطبیق توجه نمایند.