کاربست بُعد شناختی در خوانش گفتمان نامه 31 نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.29252/LRR.14.2.13
چکیده

نشانه- معناشناسی که شکل تکامل یافتۀ نشانه­شناسی کلاسیک است، فرصتی فراهم آورده تا مطالعۀ چگونگی تولید، کارکرد و دریافت معنا در نظامی فرآیندی میسر گردد. بر این اساس در روابط نشانه­ها فقط به نمایش تولید دال­ها و قدرت مدلول­ها بسنده نمی­شود؛ بلکه علاوه بر آن، شرایط و ماهیت چگونگی شگل­گیری گفتمان نیز بررسی می­شود. به این ترتیب گفتمان تبدیل به محل ثبت، دگرگونی، تولید، ویرانگری و بازسازی نشانه_معناها می­شود و زمینه را برای دستیابی به مفهومی جدید و غیر منتظره ایجاد می­کند. در این راستا با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی، متن نامه 31 نهج البلاغه با عنوان«وَمِن وَصیَّهٍ لَهُ لِلحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ کَتَبَ إِلَیهِ بِحَاضِرِینَ» به منظور بررسی بُعد شناختی گفتمان از منظر نشانه-معناشناسی انتخاب گردیده است . یافته­های پژوهش حاکی از آن است که گفتمان غالب در متن اصلی ، گفتمان شناختی است، چرا که امام به­عنوان گفته­پرداز در تمام گفتمان از افعال شناختی متعدد بهره گرفته است و برای نیل به آن از ابزار مجاب سازی از نوع گونۀ تشویقی بیش از سایر شیوه ها بهره جسته­اند چرا که فرزندشان به عنوان مخاطب مخالف و مقابل گفتمان نیستند .