تحلیل فرایند نظام گفتمانی طرح‌واره‌های تنشی ـ عاطفی در شعر ادونیس و شاملو با رویکرد نشانه معناشناسی (مطالعۀ موردی شعر «مرثیه الحلّاج» و «مرگ ناصری»)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران،

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران

doi
10.52547/LRR.13.6.3
چکیده

نشانه ـ معناشناسی ابزاری دقیق در خدمت مطالعه مکانیسم شکل‌گیری و تولید معناست. دو گونه مهم شناختی و عاطفی در جریان سیال گفتمان ادبی باعث تولید معنا می‌شوند. از آنجا که گفتمان حاکم بر دو شعر «مرثیه الحلّاج» ادونیس و «مرگ ناصری» شاملو، برپایه ارتباط گستره‌ای و فشاره‌ای بنا نهاده شده است، این مقاله در صدد آن است تا با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی و به شیوۀ تطبیقی به بررسی نظام تنشی ـ عاطفی موجود در این دو شعر بپردازد و ضمن تطبیق اشعار، سازوکارهای شکل‌گیری، تولید، تداوم معنای عاطفی و تعامل آن با سایر معانی را تبیین کند و چگونگی شراکت نشانه‌معناها در تولید معنا را توضیح دهد. هدف از ارئۀ این مقاله بررسی ویژگی‌های حسّی ـ ادراکی این دو شعر است تا نشان داده شود که چگونه «موضع گفتمانی»، «اتّصال و انفصال گفتمانی»، «تأثیر افعال»، «دورنماسازی»، «ریتم و آهنگ» و «تنش و بر خلاف جریان حرکت کردن» به تعالی و جاودانگی منجر می‌شود و عناصر سازنده گفتمانِ دو گفته‌پرداز در جهت جاودانه کردن نام و خاطره دو شَوِشگر است. به‌عبارت دیگر این مقاله درپی آن است تا نشان دهد که چگونه حلّاج و ناصری از طریق رابطه احساسی و تنشی از منِ شخصی عبور کرده و سپس در فرایندی ایثارگرایانه، برخلاف جهت معمول حرکت‌کننده و استعلایی به جاودانگان می‌پیوندند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که عناصر دخیل در سازوکارهای تولید گفتمان عاطفی، درنهایت امر در جهت تثبیت معنای موردنظر دو گفته‌پرداز عمل کرده‌اند.