معنی‌ شناسی شناختی و دستوری‌شدگی: مطالعۀ موردی فعل «خواستن»

نویسندگان

1 دکتری تخصصی زبان‌شناسی، مدرس دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.

2 استادیار گروه زبانشناسی، دانشگاه پیام نور استان تهران، ایران.

doi
10.52547/LRR.13.6.5
چکیده

براساس باور زبان‌شناسان تاریخی ـ شناختی ازجمله هاینه (1997) ، زبان، محصول تعامل نظام شناخت انسان با محیط پیرامون است. بازنمایی ساختار مفهومی‏ای که انسان از چنین تعاملی دریافت می‏کند، نقطۀ مرکزی مطالعات معناشناسی شناختی را رقم می‏زند. ساخت معانی واژگانی و دستوری در این رویکرد، براساس ساختارهای ذهنی، مکانی و فضایی و الگوهایی به‌نام طرح‌واره‏های تصویری شکل می‏گیرد. مجموعۀ وسیعی از مطالعاتی که پیدایش مقولات نحوی از مقولات واژگانی را در زبان‏های دنیا و براساس فرایندهای شناختی و تغییرات وسیع معنایی بررسی می‏کنند از رویکرد دستوری‏شدگی پیروی می‏کنند. در این پژوهش برآنیم تا با واکاوی نمونه‏ای از ساخت‏های مهم دستوری‏شده در فارسی یعنی: فعل معین «خواستن» در نقش نشانۀ زمان آینده به بررسی چگونگی رخداد تغییر معنا در روند دستوری‏شدگی براساس فرایندهای شناختی و طرح‌واره‏های تصویری بپردازیم. واکاوی درزمانی فعل «خواستن» ما را به این نتیجه رساند که در راستای دستوری‏شدگی این فعل به نشانۀ زمان آینده، طرح‌وارۀ تصویری فعل «خواستن» یعنی منبع ـ مسیر ـ مقصد با طرح‌وارۀ تصویری زمان آینده مشترک بوده و به همین دلیل، در خلال معنازدایی از فعل «خواستن» برای نمایش مفهوم زمان آینده، آن‏چه حفظ می‏شود، طرح‌وارۀ تصویری مسیر و آنچه زدوده می‌شود ویژگی‏های غنی معنایی ازجمله جاندار بودن فاعل، ارادۀ فاعل یا حضور اجباری مفعول چیز یا مفعول رویدادست. توجه به حفظ طرح‌واره‏های تصویری در خلال پیدایش واحدهای دستوری از واحدهای قاموسی یا فرایند دستوری‏شدگی، بیش‌ازپیش، اهمیت طرح‌واره‏های تصویری را در ذهن بشر و روندهای درزمانی تحول زبان روشن می‏سازد.