اندازة بهینه و عوامل مؤثر بر آن در صنایع تولیدی ایران
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری دانشگاه یزد
2 کارشناس ارشد برنامهریزی سیستمهای اقتصادی، دانشگاه شهید بهشتی
3 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
اگرچه واژههای ظرفیت اسمی و ظرفیت بالفعل واژههایی است که میتوان بر اساس آنها وضعیت صنایع تولیدی هر کشور یا منطقه را توصیف نمود، اما در ادبیات اقتصادی اندازة بهینه از کلیدیترین مفاهیمی است که تحت تأثیر رفتار بنگاههای فعال در هر صنعت قرار میگیرد. بر این اساس، مطالعات متعدد با استفاده از روشهای گوناگون کوشیدهاند تا اندازة بهینه را در صنایع، بخشها و مناطق تخمین زنند و عوامل مؤثر بر آن را شناسایی نمایند. این مقاله نیز میکوشد با تعیین اندازة بهینه در صنایع تولیدی ایران عوامل مؤثر بر این اندازه را مورد ارزیابی قرار دهد. همسو با مطالعات پیشین، نتایج این پژوهش نشان میدهد که اندازة بهینه به شدت تحت تأثیر صنعتی است که بنگاه در آن فعالیت مینماید. افزون بر آن، میزان توسعهیافتگی محل استقرار بنگاه، بهرهوری، سطوح تکنولوژی بالا و متوسط، حجم سرمایهگذاری و نرخ تمرکز بر اندازة بهینه تأثیری مثبت و معنیدار داشته، اما تأثیر مالکیتهای تعاونی و خصوصی و نیز سودآوری بنگاه بر اندازة بهینه تأثیری منفی است. با وجود این، تأثیر رشد صنعت بر اندازة بهینه تأثیری دوگانه است. از اینرو و از حیث سیاستگذاری، اندازة بهینه در هر صنعت متغیری پویاست و برخوردی پویا با چنین متغیری از هر حیث ضروری است.