بررسی انتقادی ایمانگرایی کییرکگور از منظر خواجه نصیرالدین طوسی
نویسندگان
1 دانشیار فلسفه دانشگاه زنجان
2 استادیار فلسفه دانشگاه زنجان
doi
10.22034/kalam.2026.2153.1239چکیده
این پژوهش به بررسی تطبیقی رویکرد سورن کییرکگور (از سنت مسیحی) و خواجه نصیرالدین طوسی (از سنت اسلامی) نسبت به مسئله کلاسیک رابطه عقل و ایمان میپردازد. کییرکگور، با تأکید بر ماهیت پارادوکسیکال و شخصی ایمان و طرح مفاهیمی چون «جهش ایمانی» و «تعلیق امر اخلاقی»، ایمان را در ساحتی فراتر و گاه متعارض با عقل تعریف میکند. از دیدگاه او، ایمان حقیقی مستلزم پذیرش پارادوکس (مانند تجسد) و عبور از مرزهای عقلانیت است. در مقابل، خواجه نصیرالدین طوسی با تکیه بر سنت فلسفی-کلامی اسلام، بر سازگاری ذاتی و هماهنگی میان عقل صحیح و نقل صریح (وحی) تأکید میورزد و حقیقت واحد را محصول همکاری این دو منبع معرفتی میداند. این مطالعه با روش تحلیلی-تطبیقی نشان میدهد که این تفاوتهای بنیادین ریشه در مبانی الهیاتی (پارادوکس در مسیحیت در مقابل وحدت حقیقت در اسلام)، انسانشناسی فلسفی (تأکید بر فردیت و انتخاب در برابر تأکید بر هماهنگی کلی قوا) و نقش اجتماعی دین دارد. همچنین، نقدهایی بر یکسویهنگری هر دو رویکرد وارد است؛ از جمله تأثیرپذیری کییرکگور از آموزههای خاص مسیحی و غفلت نسبی از وجوه عقلانی ایمان، و امکان تفسیر عقلبنیاد طوسی به صورتی که تجربه وجودی و فردی مؤمن را به حاشیه براند. در نتیجه، این پژوهش نشان میدهد که دیدگاههای این دو متفکر نه تنها نماینده دو سنت بزرگ فکری هستند، بلکه در کنار یکدیگر میتوانند درکی جامعتر و پویاتر از پیچیدگی رابطه دیالکتیکی عقل و ایمان ارائه دهند، امری که برای مواجهه با چالشهای ایمانی در جهان معاصر ضروری به نظر میرسد.