اندازهگیری فقر (نسبی) در ایران با استفاده از منطق فازی
نویسندگان
1 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری دانشگاه پیام نور و مدرس دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی(ره)
doi
چکیده
برای اندازهگیری فقر و تمایز فقیر از غیر فقیر، معمولاً از شاخصهای سن، خط فقر، نسبت فقرا و شکاف فقر استفاده میشود. اگر چه این شاخصها مفید میباشند اما با به کارگیری منطق فازی و ترکیب آن با روشهای فوق میتوان به دقت اندازهگیری شاخصها افزود. برای مثال، براساس روش خط فقر، اگر درآمد فردی کمی بالاتر از خط فقر باشد، غیر فقیر و کمی پایینتر از خط فقر باشد، فقیر محسوب میشود. در مورد سایر شاخصها نیز وضعیت مشابهای وجود دارد. استفاده از روش منطق فازی میتواند باعث رفع این مشکل گردد. در این مقاله با معرفی شاخصهای مختلف و با بازتعریف این شاخصها در چارچوب منطق فازی، اندازهگیری فقر در ایران در سالهای 76، 82 و 1388 انجام شده است. نتایج با حالت متداول نیز مقایسه شده است. این مقایسه نشان میدهد، روشهای اندازهگیری فقر با استفاده از چارچوب منطق فازی، نشان از تعریف دقیقتر و همچنین گستردهتر فقر نسبت به روشهای متداول دارد. نتایج حاصل ازدو دیدگاه متداول و منطق فازی حکایت از آن دارد شاخصهای فقر در سال 1376 نسبت به سال 1382 بالاتر هستند و فقر در سال 1382 نسبت به 1376 کاهش یافته است، ولی شاخصهای مذکور (هم به روش متداول و هم روش فازی) در سال 1388مجدداً افزایش داشتهاند. فقر در مناطق روستایی با استفاده از هر دو دیدگاه در تمامی سالهای مورد بررسی، بیشتر از مناطق شهری است.