نگرشی بر نوآفرینی و بازآرایی نظام حقوق مالکیت معنوی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی
2 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
از آنجا که پدیدة نوآفرینی نقش کلیدی در تجاریسازی دانش و فرایند توسعه ایفا میکند، این مقاله با تشریح علمی اهمیت و جایگاه حقوق مالکیت معنوی به عنوان عاملی کلیدی در ظهور نوآفرینی، به بررسی جایگاه و نحوة تبیین آن در اقتصاد رایج میپردازد. نتایج بررسیهای برگرفته از درونمایههای رشتههای حقوق و اقتصاد نشان میدهد که حقوق مالکیت معنوی تعبیه شده در اقتصاد ارتودکس با اصل دیگر این پارادایم یعنی رقابت در تضاد است که ضرورت بازنگری و بررسی صحت مبانی فکری اقتصاد مرسوم را ایجاب مینماید. این مقاله با بهرهگیری از پارادایم اسلامی مبنی بر لزوم ورود کنشگر جمعی برای همراستا ساختن کنشهای فردی، به تصحیح نگرش فردگرایانه تبیین شده در اصول فکری رویکرد رایج میپردازد و با تصریح ضوابط ملزمکنندۀ دولت به مداخله در اقتصاد و با استناد به قرار گرفتن مالکیت فکری در منطقة فراغ، در جهت طراحی نحوة ورود کنشگر جمعی در این حوزه گام برمیدارد. لذا با تمرکز بر خصوصیات کالا و جایگیری اندیشههای نوآورانة حوزة صنعتی در زمرة کالاهای عوارضی، دولت موظف است برای حل تضاد فوق، خود به طور مستقیم با خرید محصولات نوآوران یا به طور غیرمستقیم با خلق چارچوب قانونی و نهادی مقتضی، امکان واگذاری امتیاز استفاده از اندیشههای نوآوران را به متقاضیان در ازای دریافت عوارض از آنان فراهم آورد تا ضمن اطمینان بخشیدن به نوآوران نسبت به دریافت پاداش برای فعالیتهایشان، در جهت تسری ایدههای نو و برقراری فضای رقابت ضد انحصار گام بردارد.