بررسی الگوی تخصیصی مخارج مصرفی خانوارهای شهری در ایران (رویکرد سیستم تقاضای دیفرانسیلی)
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه ایلام
doi
چکیده
در مطالعات کاربردی علاوه بر تقاضای سیستمی غیر دیفرانسیلی، مجموعهای از توابع سیستمی دیفرانسیلی نیز وجود دارند که از آنها برای بررسی نحوة تخصیص بودجة خانوار در سبد کالاهای مصرفی استفاده میشود. این نوع توابع از تابع مطلوبیت خاصی استخراج نمیشوند بلکه براساس نظریة تقاضا به گونهای طراحی شدهاند که اگر محدودیتهای نظری تقاضا بر آنها اعمال شوند یک سیستم کامل از معادلات تقاضا به وجود خواهد آمد. در این مقاله با معرفی انواع رویکردهای تابع تقاضای دیفرانسیلی، تلاش شده با اعمال قیود کلاسیک تقاضا، ارزیابی از الگوی تخصیصی خانوارهای ایرانی ارایة گردد. یافتههای این پژوهش مؤید آن است که در سال 1387 گروه مربوط به" حمل و نقل" دارای کشش قیمتی 76/0- بوده که در بین کششهای قیمتی گروههای مختلف، بیشترین واکنش را نشان میدهد. پس از آن کشش قیمتی خوراک بالا بوده و تقریباً 62/0- است. همچنین کشش درآمدی مسکن بر مبنای مدل رتردام برابر 44/0 است، یعنی آنکه این گروه کالایی به عنوان یک گروه کالایی ضروری بین خانوارهای ایرانی شناخته میشود و با افزایش ده درصد مخارج خانوارهای شهری، مخارج مصرفی گروه مسکن 4/4 درصد افزایش مییابد.