گذر فمینیستی از جزیرة سرگردانی و به سوی فانوس دریایی

نویسندگان

1 دانشگاه شهید مدنی آذربایجان, دکترای زبان انگلیسی

2 دانشگاه شهید مدنی آذربایجان, ;کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی

doi
10.22059/jor.2012.50882
چکیده

بنابه دیدگاه گروه‌هایفمینیستی،ارزشذاتی زنانومردان برابر است،امادربیشترجوامع،افرادبرایگروهمردانامتیازویژه‌ایقائل‌اند.بر این اساس در دورة مدرن حرکت‌های اجتماعی شکل گرفته‌اند تاشعار برابری زنانومردان را محقق سازند.حضور زنان در روند این حرکت‌هایاجتماعی، در قالب عملکردها و رفتارهای مختلف حائز اهمیت است و بایسته است که درگستره‌های مختلف مورد مطالعه و بررسی بیشتر قرار گیرد.فعالیتزنان رمان‌نویس در جوامع مختلف جهان مدرن از تجلیات این حرکت‌های اجتماعی بوده استو حضور مؤثر ویرجینیاوولف،رمان‌نویسبریتانیایی،از این بابت غیرقابلانکاراست ونوشته‌ها وخطابه‌هایسیمیندانشورنیز به عنوان شخصیتی تأثیرگذاربرایرمان‌نویسانایرانی،نشانازتمایلاتفمینیستیاودارد.هدفاینمقالهبررسیتطبیقیرمانِبه سویفانوسدریایی نوشتة ویرجینیاوولف،وجزیرةسرگردانیوجلددومآنساربانسرگرداننوشتةسیمیندانشورازمنظرفمینیسماست.خاستگاه این مقاله، نظریه‌های فمینیستی‌ای است که مهم‌تر از هر موردی،زن را موجودی مستقل از مرد و دارای ویژگی‌های زیست‌شناسی، فرهنگی و ذهنی متفاوت ازمردان به حساب می‌آورند. در پی بررسی متن رمان‌ها، با استفاده از نظریات منتقدان وتطبیق آن‌ها، شباهت‌هایمتعددیدرمضامینوشخصیت‌هایاین رمان‌ها دیده می‌شود. زنان، چهمدرنوچه سنتی،آرزوها،ترس‌هاودردهایمشترکیدارند ونظامپدرسالارراهبردهایهمسانیرابرایغلبهبرزنانبه‌کارمی‌گیرد.