تاثیر تغییر تقاضای نهایی بر تولید فرآوردههای انرژی:رویکرد ضرایب فزاینده کلان
نویسندگان
1 کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه سمنان
2 کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
3 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه سمنان
4 عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعت آب و برق(شهید عباسپور)
doi
چکیده
اوضاع کنونی اقتصاد نیازمند طراحی سیاستهای مناسب کنترلی تقاضا جهت دستیابی به اهداف سیاستی در فعالیتهای تولیدی مختلف است. از این رو، در این مقاله سعی شده تا با تمرکز بر فعالیتهای تولید فرآوردههای انرژی و با استفاده از الگوی داده-ستانده به محاسبة ضرایب فزایندة کلان با محاسبة ریشهها و بردارهای مشخصه (ویژه) پرداخته و سپس تغییرات فعالیت تولید فرآوردههای انرژی و تغییرات تولید کل اندازهگیری شود. این روش این امکان را فراهم میسازد که علاوه بر تعیین بخشهای مهم و تاثیرگذار اقتصادی، مناسبترین سیاستهای کنترل تقاضا به منظور دستیابی به بیشترین اثرگذاری بر تولید شناسایی شود و بهترین سیاست (یا مجموعهای از سیاستهای) کنترلی تقاضا که منجر به بهبود تولید فعالیت مذکور و تولیدکل میگردد، انتخاب شود.بدین منظور از جدول داده-ستانده سال 1380 بانک مرکزی برای شناسایی مناسبترین سیاستهای کنترلی تقاضا برای فعالیتهای تولید فرآوردههای انرژی ایران با محاسبة ضرایب فزایندة کلان استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که سیاست کنترلی مربوط به سیاست حداکثرکنندة تولید کل اقتصاد، یک سیاست مسلط برای افزایش تولید است و ترکیب دو سیاست کنترلی مربوط به سیاست حداکثر کنندة تولید کل اقتصاد و سیاست کنترلی مربوط به سیاست حداکثر کنندة تولید بخش فرآوردههای انرژی به ترتیب با ضرایب عددی 4/0 و 6/0 بیشترین تأثیرگذاری را بر افزایش فعالیتهای تولید فرآوردههای انرژی اقتصاد ایران دارد.