آفرینش ادبی و زبانشناسی شناختی: تحلیل ساختار معنایی اشعار علیرضا روشن برپایۀ نظریۀ همآمیزی مفهومی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.52547/LRR.13.2.11چکیده
هدف مقالۀ حاضر آن است تا برپایۀ نظریۀ همآمیزی مفهومی که از سوی فوکونیه و ترنر مطرح شده است به بررسی اشعار سپید علیرضا روشن بپردازد و با استفاده از ابزارهایی مفهومی که نظریۀ مزبور فراهم میآورد ساختار معنایی آنها را مورد کندوکاو قرار دهد و بر همین اساس اشعار وی را به دستههای سبکشناسانۀ چندی تقسیم کند. در پژوهش حاضر، روشی کیفی و توصیفی ـ تحلیلی مورداستفاده قرار گرفته است، بدینترتیب که ابتدا بهنحوی موشکافانه ساختار معنایی چهار مورد از اشعار نوعیِ علیرضا روشن را قالب مفاهیم نظریۀ همآمیزی مفهومی، مفاهیمی چون شبکههای ادغامی، آمیزههای مفهومی، پیوندهای حیاتی و مانند اینها، بررسی میکنیم، و سپس نتایج حاصل را به گونهای آماری به مابقی اشعار در دو مجموعۀ معروفتر او تعمیم میبخشیم. از این رهگذر، برپایۀ ابزارهای مفهومی یادشده، اشعار علیرضا روشن بهلحاظ ساختار معنایی بهنحوی دقیق و روشن ذیل چهار دسته طبقهبندی میشوند، دستههایی سبکشناسانه که ویژگیهای کلیِ ساختار معنایی هر یک از آنها بهوضوح در قالب نظریۀ همآمیزی مفهومی صورتبندی میشوند. حاصل کار روشن میکند که با کاربست نظریههای جدید زبانشناسی درمورد مطالعۀ علمی آثار ادبی میتوان بر دقت و نظاممندی تحلیلها افزود، و بررسیهای ادبی را یک گام بهسمت علمیتر شدن پیش برد.