بررسی تاثیر قدرت و جنسیت مخاطب بر گزینش راهبردهای ادب در کنشگفتاری تشویقکردن در زبان فارسی
نویسندگان
1 استاد زبانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
2 دکتری زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 کارشناسی ارشد زبانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.52547/LRR.13.2.13چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر قدرت و جنسیت مخاطب بر گزینش نوع و تعداد راهبردهای تشویقکردن بهکاربردهشده توسط دانشجویان پسر و دختر فارسیزبان براساس نظریه بروان و لوینسون (1987) است. جامعه آماری این پژوهش شامل 60 دانشجو (30 پسر و 30 دختر) کارشناسیارشد دانشگاه سیستان و بلوچستان بود. دادههای زبانی با استفاده از پرسشنامۀ تکمیلگفتمان و روش ایفاینقش گردآوری و بهوسیله آزمون آماری خیدو و تیمستقل (05/0p<) بررسی و تحلیل شدند. نتایج حاصل از دو روش گردآوری دادهها نشان داد رابطه معناداری بین قدرت مخاطب و نوع و تعداد راهبردهای بهکاربردهشده توسط دانشجویان پسر و دختر وجود داشت. پرکاربردترین راهبرد تشویقکردن «راهبردهای ادبسلبی» از نوع احترامگذاشتن برای مخاطب با قدرت بالاتر (استاد) بود. متداولترین راهبردهای تشویقکردن از لحاظ تعداد نیز راهبردهای ترکیبی دوتایی و کمکاربردترین، راهبردهای ترکیبی نهتایی بودند. جنسیت مخاطب در سه موقعیت بر نوع راهبردهای بهکاربردهشده توسط دانشجویان پسر تاثیر داشت؛ درحالیکه بر تعداد راهبردهای بهکار بردهشده توسط دانشجویان پسر و همچنین بر نوع و تعداد راهبردهای بهکاربردهشده توسط دانشجویان دختر موثر نبود. بدینترتیب، پرکاربردترین نوع راهبرد استفادهشده توسط دانشجویان دختر برای مخاطب مرد و زن راهبردهای «ادبایجابی» و ترکیبی سهتایی بود. پرکاربردترین راهبرد درمیان آزمودنیهای پسر در مقابل مخاطبهای مرد راهبردهای «ادبایجابی» و برای مخاطبزن راهبردهای «ادبسلبی» و ترکیبی دوتایی بود.