بررسی براندازی گفتمان اﻳﺪئولوژﻳﻚ در بازآفرﻳﻨﻲ از ﺷﻜﺴﭙﻴﺮ: نماﻳﺸﻨﺎمهﻫﺎی ﻟﻴﺮ و روزنکرانتز و ﮔﻴﻠﺪنسترن مردهﺍند
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، ایران
2 کارشناس ارشد ادبیات انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، ایران
doi
10.22059/jor.2012.29458چکیده
نویسندگان بیشماری به زندگی و آثار ویلیام شکسپیر و تأثیر آن در ترویج ادبیات انگلیسی پرداختهاند. اما در تئاتر معاصر، در پرتو جنبش دانشجویی سال ????، چهرة شکسپیر به عنوان نمایشنامهنویسی که تحت تأثیر قدرت بوده و بر ایدئولوژی آن صحه میگذاشت، معرفی گشت. بیشتر نمایشنامهنویسان معاصر به بازآفرینی آثار او پرداختند تا در برابر گفتمان ایدئولوژیک در آنها به مخالفت برخیزند. ادوارد باند در نمایشنامة لیر (????)، شاه لیر شکسپیر را بازآفرینی کرده، و لیر را از خودکامهای بىتفاوت، به مبارزی بر ضد قدرت خودکامة کوردلیا ترسیم مىکند. تام استاپارد نیز در نمایشنامة روزنکرانتز و گیلدنسترن مردهاند (????)، با بازآفرینی هملت، دو چهرة ناچیز در آن را به دو چهرة اصلی بدل مىکند که سعی در رد نظرات اشرافی همچون هملت و کلادیوس دارند، اما در پایان درمىیابند که بازیچة دربار شدهاند. این نمایشنامهنویسان باور دارند که معرفی شکسپیر همچون چهرة ملی با نوعی فاشیسم برابر است. بنابراین، پژوهشگران کوشیدند تا با بررسی این دو نوشتار مهم از دو نمایشنامهنویس مطرح که بیش از همه به شکسپیر پرداختند، و دو شاهکار وی را به نقد کشیدند، به بیان دلایل اسطورهزدایی از شکسپیر، همانند الگویی برای فرهنگسازی معاصر، بپردازند.