تطبیق دیدگاه‌های ابوطالب مکّی و غزّالی دربارۀ توکل‏

نویسندگان

1 دانشیار، گروه فلسفه و حکمت، دانشکدۀ علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.

2 دانشجوی دکترا، گروه فلسفه و حکمت، دانشکدۀ علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.

3 دانشیار، گروه فلسفه و حکمت، علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.

doi
10.22059/jrm.2025.397905.630631
چکیده

توکل از مفاهیم بنیادی در سنت عرفان اسلامی و از مقامات بلند سلوک الی‌الله است که با مفاهیمی همچون ایمان، رضا، تفویض و ترک تدبیر پیوند دارد. این مفهوم در سیر تاریخی تصوف، به‌ویژه در آراء ابوطالب مکی و محمد غزالی، جایگاهی خاص دارد و بازتاب‌دهنده نسبت انسان با خدا، اسباب طبیعی و تدابیر عقلانی است. هدف این مقاله، تحلیل تطبیقی دیدگاه‌های مکی و غزالی درباره توکل است تا روشن شود غزالی در چه سطوحی از آموزه‌های مکی بهره برده و چگونه با بازسازی مفهومی، آن را با زیست اجتماعی و عقلانی مسلمانان سازگار ساخته‌است. مکی در قوة القلوب، توکل را یکی از احوال مقربان و مقام هفتم از منازل سلوک می‌داند که با قطع علاقه از اسباب دنیوی، رضامندی، و اعتماد مطلق به وعده الهی تحقق می‌یابد. غزالی با تأثیرپذیری از مکی، در احیاء علوم‌الدین، توکل را در چارچوبی عقل‌گرا و تربیتی بازخوانی کرده و با نظام اخلاقی خود تلفیق نموده‌است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی، ضمن تبیین مراتب توکل، نسبت آن را با کسب، رزق، درمان، تدبیر و مسئله اختیار بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که غزالی با حفظ سنت زاهدانه مکی، توکل را به فضیلتی اخلاقی و اجتماعی بازآفرینی کرده و آن را با عقلانیت عملی و مسئولیت‌پذیری فردی تلفیق نموده‌است.