جرایم اجتماعی مرگ ارزان در متون دینی زرتشتی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه ادیان و فلسفه، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد، گروه ادیان و فلسفه، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
doi
10.22059/jrm.2025.397435.630626چکیده
در درازنای تاریخ و گستره جغرافیایی زیست بشر، قوانین و احکام کیفری هماره تجسم پیمانهای اجتماعی نوشته و نانوشته در ساختار جامعه بودهاند که برحسب آنها، مردمان بخشی از آزادیهای خود را، خواسته یا به ناچار، وامی گذارند تا به آرمانهایی مانند: امنیت، عدالت، همسازی ستیزها و سودها و باورها، رفاه اجتماعی و …. نایل آیند. نهاد قانونها و احکامنانوشته در میان ایرانیان باستان نیز وجود داشته و نوشتههای برجای مانده هم پیشگامی ایرانیان را در پایبندی به«داد» و قانون میرساند.این مقاله با بررسی منابع اصلی حقوقی زرتشتیان (اوستا، متون پهلوی، روایات داراب هرمزدیار) که بازه زمانی حدود 2500 سال (800 ق. م. تا 1700 م.) را دربر میگیرد، به روش تطبیقی به گزارش و تطبیق مجازات جرایم و گناهان خاص اجتماعی مانند قتل، زنا، لواط، ارتداد، جادوگری، درمانگری طبیعی پزشکان، سقط جنین و … میپردازد که در قوانین زرتشتی مرگارزان (مستحق اعدام در این جهان) و عذاب همیشگی در آن جهان به شمار میآمدهاند. البته بجز اینها، جرایم دیگر مرگارزان نیز وجود دارند که به بدرفتاری افراد با طبیعت ارتباط دارد و موضوع این مقاله نیست.مروری برمنابع مزداپرستان نشان میدهد انگیزه یا فرجام گذاردن قوانین یادشده، ایجاد و حفظ خانواده گسترده و تحکیم خویشاوندی و نیز پایداری نظام اجتماعی جوامع عشایری و کشاورزی و یا باورهای اساطیری بوده و در بیشینه اینها، نشانههای پدرتباری و پدرسالاری هویداست. شگفتا در این بازه 2500 ساله دگرگونی مهمی در این قوانین پدید نیامدهاست