کاربرد سامانههای تسلیحاتی خودمختار و اصول اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه: از انطباقپذیری تا مغایرت
نویسندگان
1 استادیار ، دانشکده حقوق، دانشگاه علوم قضائی و خدمات اداری، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل، دانشگاه علوم قضائی و خدمات اداری، تهران، ایران
doi
10.22034/thdad.2024.2021620.2694چکیده
ظهور و کاربرد سامانههای تسلیحاتی خودمختار یکی از جلوهها و مظاهر تحول پرشتاب فنآوریهای جنگ مدرن است. علیرغم اینکه حقوق بینالملل بشردوستانه رسالت تعیین محدودیتهای مشخصی را در زمینه کاربرد روشها و ابزارهای نبرد بر عهده دارد؛ اما در خصوص این جنگافزار نوپدید، هنوز فاقد قاعده است. در فقدان وجود قواعد ناظر بر نحوه استفاده از تسلیحات خودمختار در صحنه نبرد، این اصول اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه است که میتواند هادی و راهنمای نظام حقوق بینالملل در به سامان کردن رفتار دولتها در این عرصه باشد. بر این اساس، تطبیق و انطباق امکان بهکارگیری سامانههای تسلیحاتی خودمختار با رعایت اصول اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه میتواند تا حدودی موضع کلی حقوق در جنگ (ius in bello) را برای کاربرد این نوع سلاح، مشخص نماید. مقاله حاضر با روش تحلیلی-توصیفی درصدد تدارک پاسخ به این پرسش است که کاربرد سامانههای تسلیحاتی خودمختار تا چه میزان با رعایت اصول اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه سازگاری دارد؟ فرضیه نوشتار پیش رو این است که در حال حاضر، استفاده از سامانههای تسلیحاتی خودمختار با اصول اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه، قابلیت انطباق ندارد. یافتههای تحقیق حاضر نشان میدهد که در کاربرد سامانههای تسلیحاتی خودمختار امکان رعایت اصول تفکیک و تناسب وجود ندارد و اصول ضرورت نظامی و انسانیت نیز، قابلاعمال بر این نوع سلاحها نیستند. بااینحال، ممکن است پیشرفتهای شگرف بشر در آینده، سامانههای تسلیحاتی خودمختار را قادر سازد تا با دقت بیشتری با اصول اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه انطباق یابند.