تفاوت سبک نامه های نهجالبلاغه از منظر «غنای واژگانی» و «رویکرد انفعالی» (مطالعه موردی نامههای 23، 30 و 73)
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.52547/LRR.13.1.8چکیده
نویسندگان معمولاً برای اثرگذاری بهتر بر ذهن خواننده، مناسبترین سبک را برمیگزینند. سبک نقش مهمی را در انتقال محتوی ایفا میکند، زیرا میل و اشتیاق افراد به خواندن یک مطلب، بستگی زیادی به سبک نوشتاری آن دارد. سبک، آینۀ تمامنمای نویسنده است و لذا تغییر آن، نشاندهنده تأثیر عوامل بیرونی و درونی بر صاحب سبک است. سبکشناسی دانشی است که به توصیف ویژگیهای شکلی یک اثر و آنگاه رابطه این ویژگیها با تفسیر اثر میپردازد و یکی از شاخههای آن، سبکشناسی آماری است. این رویکرد، کمّیّت و شمارش پدیدههای لغوی در متن را موردتوجه قرار داده و بر پایه نتیجه این آمارگیری، حکم صادر میکند؛ بهعبارت دیگر، از کمّیّت برای رسیدن به کیفیت، استفاده میکند. این مقاله به سبکشناسی آماری در نامههای نهجالبلاغه پرداخته است. نامههای 23، 30 و 73 بهعنوان نمونه انتخاب شده و تفاوتهای سبک آنها طبق دو نظریه سبکشناسی آماری، یعنی معادله بوزیمان و نظریه جانسون و با بهرهگیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و آماری، پردازش شده است. نتیجه اجرای این دو نظریه بر نمونههای انتخابی بدینصورت است که طبق معادله بوزیمان، سبک نامه 30 ادبیتر از دو نامه دیگر بوده و سبک نامههای 23 و 73 تقریباً مشابه است. همچنین طبق نظریه جانسون، غنای واژگانی نامه 73، بیش از دو نامه دیگر بوده و نامههای 23 و 30 تقریباً از غنای واژگانی یکسانی برخوردار هستند. نتایج تحقیق حاکی از تأثیر بارز شرایط اجتماعی بر چگونگی انتخاب کلمات توسط امام علی (ع) است.