رابطۀ مهارت خودتنظیمی و فراگیری زبان جدید بین دانش‌آموزان یک‌زبانه و دوزبانۀ ایرانی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشکدۀ زبان‌ها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 استادیار گروه زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.52547/LRR.13.1.14
چکیده

نتایج و یافته‏های تحقیقاتی که تاکنون درمورد یادگیری زبان سوم صورت گرفته حاکی از آن است که درمورد فواید و مضرات دوزبانگی هنگام یادگیری زبان سوم در بین محققان اتفاق‌نظر وجود ندارد. لذا مهم‏ترین هدف تحقیق حاضر، جست‌وجوی تفاوت‏های احتمالی بین دانش‏آموزان یک‏زبانه و دو‏زبانه در یادگیری علم نحو زبان انگلیسی به‏عنوان زبان جدید با درنظر گرفتن راهبرد یادگیری خودتنظیمی آن‌ها بوده ‏است. برای انجام این تحقیق، 411 شرکت‌کنندۀ دختر و پسر در هشت دبیرستان دورۀ دوم در شهر اراک به روش نمونه‏‏گیری خوشه‏ای از میان دو گروه یک‌زبانۀ فارس زبان و دوزبانۀ فارس و ترک انتخاب شدند. از طریق آزمون دانش عمومی زبان، پرسش‌نامۀ خود‏تنظیمی و آزمون ساختار‏های نحوی و با کمک تحلیل‏های آماری ازجمله تحلیل واریانس یک‏طرفه، آزمون t مستقل و آمار توصیفی، مشخص شد که تفاوت معنی‏داری بین دانش‏آموزان یک‏زبانه و دو‏زبانه در فراگیری ساختار‏های نحوی زبان جدید وجود ندارد. هچنین یافته‏های این پژوهش نشان داد که بین راهبرد یادگیری خود‏تنظیمی و توانش زبانی دانش‏آموزان رابطۀ معنا‏داری وجود دارد. به این معنا که با بالارفتن استفادۀ فراگیران از راهبرد یادگیری خود‏تنظیمی، توانش زبانی آن‌ها نیز افزایش می‏یابد. مطابق با این یافته‏ها پیشنهاد شد که دبیران زبان انگلیسی مقطع متوسطه هرچه بیشتر با مهارت یادگیری خود‏تنظیمی و نحوۀ انتقال و آموزش آن آشنا شوند و بیشتر به مقولۀ یادگیری خود‏تنظیمی دانش‏آموزان در کلاس توجه کنند. علاوه‌بر آن لازم است که دوره‏های آموزشی ضمن‏خدمت برای دبیران زبان انگلیسی مناطق دو‏زبانه یا مناطقی که کلاس‏های آن تلفیقی از شاگردان یک‏زبانه و دوزبانه است برگزار شود تا درمورد چگونگی تدریس در این کلاس‏ها و نیز چگونگی تدریس راهبرد خودتنظیمی بحث و بازآموزی صورت پذیرد.