«یکی مهربان بودم اندر سرای» مهربانِ بی‌ریش فردوسی مرد یا زن؟ (خوانشی جنسیتی از دیباچۀ بیژن و منیژه در الشاهنامه)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.

doi
10.52547/LRR.13.1.18
چکیده

نگارندۀ مقالۀ پیش‏رو رهیافت «چرخش فرهنگی» را در مطالعات ترجمه به‌کار می‏بندد تا دریابد چرا قوم‏الدین بُنداری، در سدۀ هفتم هجری، هنگام برگردان مصراع «یکی مهربان بودم اندر سرای» برابرنهادِ واژۀ «مهربان» را «الغلام» برمی‏گزیند. از آنجا که متن شاهنامه عاری از نشانه‏ای است که جنسیت «مهربان» را روشن سازد پس مذکر پنداشتنِ «مهربان» دلیلی فرامتنی دارد. واکاوی الگوی میل و کردوکار جنسی در عصر مترجم، و نیز پیش و پس از آن، نشان می‏دهد که کنش‏مند/سوژۀ مذکر در کردار جنسیِ خود، همزمان به دو کنش‏پذیر/ابژه نظر داشته است: کنش‏پذیر (نا)مذکر و کنش‏پذیر مؤنث. به دیگر بیان برخلاف الگوی میل جنسی معاصر که بر دگرجنس‏خواهی و دوگانۀ مذکر ـ مؤنث استوار است در آن دوره، افزون‌بر دوگانۀ یادشده، حضور دوگانۀ مذکر ـ (نا)مذکر نیز در کردار جنسی هویداست. کاوش در منابع نوشتاری و نانوشتاری، همچون نگاره‏های برجامانده از پیشینیان، آشکار می‏سازد که ابژۀ (نا)مذکر امرد، مخنث، مأبون و خصی/ خواجه را دربر می‏گیرد که از این میان بنداری به‌سبب کنش‏هایی که در متن شاهنامه به «مهربان» نسبت داده شده، الغلام/امرد را همچون معادلی برای «مهربان» برمی‏گزیند. بدین ترتیب این گزینش نه در هم‏ارزی دو واژه در زبان‏های مبدأ و مقصد که در الگوی میل جنسیِ جامعۀ مقصد ریشه دارد.