استفاده از دادههای ژئوشیمی و هیدروژئوشیمی برای ارزیابی توسعه کارست سازند لار در محدوده سد گلورد (جنوب بهشهر)
نویسندگان
1 دکتری رسوبشناسی، شرکت مهندسین مشاور خزرآب، ساری
2 دانشیار، گروه زمینشناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال
3 دانشیار، گروه زمینشناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه آزاد اسلامی ساری
4 استاد، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.52547/esrj.10.2.148چکیده
سازند کربناته لار با گسترش وسیع در ارتفاعات جنوبی بهشهر، دارای پتانسیل بالایی برای کارستی شدن است. انواع مختلف پدیدههای کارستی نظیر غار و فروچاله در این سازند شناسایی شده است. برای مطالعه دقیق تر کارست در محدوده سد گلورد، تعداد 101 تیغه نازک از نمونههای سنگی مربوط به گمانه GV1 واقع در تکیه گاه چپ این سد تهیه و بررسی شد. سپس با توجه به تغییرات سنگ شناسی و مشاهده حفرات کارستی در مغزهها، تعداد 20 نمونه سنگی انتخاب و مورد آنالیز ژئوشیمی به روش XRF قرار گرفت. بررسی تغییرات عناصر فرعی و نسبتهای Sr/Mn و Na/Mn نشان داده که نفوذ آبهای سطحی و افزایش دیاژنز متئوریک در محدودههای کارستی، موجب افزایش مقدار آهن و منگنز (به ترتیب حدود 1500 و 90 پی پی ام) و کاهش سدیم و استرانسیم (به ترتیب حدود 390 و 360 پی پی ام) و همچنین نسبت آنها به منگنز شده است. بنابراین همراه با کارستی شدن، تغییر عناصر فرعی نیز در حاشیه کارست رخ میدهد که با فاصله گرفتن از آن میزان عناصر به حالت طبیعی بر میگردد. آنالیز هیدروشیمی نمونه آب چشمههای مخزن سد گلورد و رسم نمودارهای Piper و Durov نشان میدهد که تیپ آب موجود در اکثر چشمهها به صورت بیکربنات کلسیم-منیزیم است که با تیپ آب آبخوانهای کارستی مطابقت دارد. محاسبه نمایههای اشباع با استفاده از نرمافزار PHREEQC 2.6، نشان میدهد که چشمههای محدوده غالباً فوق اشباع از کلسیت و آراگونیت و در دوره کم آبی فوق اشباع از دولومیت میباشند. با وجود این، بررسی تغییرات دبی و هدایت الکتریکی تعدادی از چشمههای محدوده در کنار نمایه اشباع، نشانگر غالب بودن جریان آب زیرزمینی مجرایی-افشان در چشمههای کارستی محدوده است.