آرمانشهر علمی فرانسیس بیکن و داستانهای علمی- تخیلی استنلی گرامن واینبام
نویسندگان
1 دانشگاه تهران، دانشجوی دکتری
2 دانشگاه تهران، دکترا
doi
چکیده
استنلی گرامن واینبام، نویسندة علمی-تخیلی دهههای 1920 و 1930 در آمریکا، واقعیت مجازی را در ابتدای شکلگیری این گونة ادبی در داستانهایش پیشبینی کرد. در آثار واینبام، ماشین در تولید فضا و زمانهای مجازی نقش بسزایی دارد. اختراعات داستانی واینبام زمینه را برای فرار ذهن فراهم میکند، اما این سفر نیازی به حضور فیزیکی مسافر ندارد. همچنین، فضا و زمانهای مجازی در آثار واینبام آرمانی نیستند، هرچند به آرمانشهر بسیار شبیهاند. این فضا و زمانهای مجازی گاهی از ویژگی ضدآرمانشهری نیز برخوردارند، و آرمانها و رؤیاهای شخصیت اصلی داستان را در هم میکوبند. واینبام رابطهای روایی میان ذهن و ماشین برقرار میکند. به نظر میرسد واینبام در خلق آثارش از آتلانتیس نو و اندیشههای فرانسیس بیکن بسیار الهام گرفته است. اما این بدان معنا نیست که او آرمانهای بیکن دربارة فناوری را به یکباره پذیراست. پژوهش حاضر با مرور چند داستان علمی-تخیلی واینبام، به بررسی چگونگی تأثیر آرمانشهر علمی بیکن بر تعبیر واینبام از مفاهیم ذهن و ماشین در فرایند تولید فناوری خواهد پرداخت. پژوهشگران با بهرهگیری از رویکردی تطبیقی، شباهتها و تفاوتهای داستانهای علمی-تخیلی واینبام و آرمانشهر داستانی بیکن را باز خواهند جست، و با مستندات لازم نشان خواهند داد که فلسفة علمی بیکن در ابتدای قرن هفدهم، زمینهساز ایجاد و رواج داستانهای علمی-تخیلی در ابتدای قرن بیستم بوده است.