خودارزیابی عملکرد نظارتی سرگروه¬های آموزشی شهر شیراز در مقایسه با ارزیابی معلمان از آنها بر اساس الگوی نظارت و راهنمایی آموزشی اولیوا و پاولز
نویسندگان
1 دانشگاه شیراز
2 دانشگاه شیراز و مدرس دانشگاه فرهنگیان
3 سرگروه آموزش حرفه و فن شیراز
doi
10.22099/jcr.2012.1943چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه خودارزیابی سرگروههای آموزشی از عملکرد نظارتی خود با ارزیابی صورت گرفته توسط معلمان تحت نظارت و راهنمایی آموزشی آنها بر اساس الگوی مفهومی اولیوا و پاولز بود. بدین منظور از میان معلّمان و سرگروههای آموزشی شاغل در نواحی چهارگانهی شهر شیراز در سال تحصیلی 90 – 1389 به تعداد 8761 معلم و 175 سرگروه آموزشی، نمونهای به حجم 488 نفر (368 معلم و 120 سرگروه آموزشی) با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی انتخاب گردید. برای جمعآوری اطلاعات، مقیاس خدمات نظارت و راهنمایی آموزشی ترکزاده و نوروزی (1389) استفاده گردید که پایایی ابزار 80/0 و روایی آن 90/0-63/0، محاسبه و تأیید شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روشهای آماری تی تک نمونهای، تی مستقل و تحلیل واریانس اندازهگیریهای مکرر استفاده گردید. نتایج نشان داد: 1) سرگروههای آموزشی شهر شیراز، عملکرد نظارتی کلی خود و همچنین عملکرد نظارتی خود در ابعاد کمک به معلمان در طراحی آموزش، ارائه آموزش، اداره کلاس درس، ارزشیابی از آموزش، انجام کارهای گروهی و کمکهای انفرادی را بالاتر از متوسط و در حد مطلوب، و عملکرد نظارتی خود در ابعاد کمک به معلماندر طراحی و اجرای برنامه درسی، ارزیابی برنامه درسی، ارزیابی از خود و کمک از طریق برنامههای ضمن خدمت را در سطح متوسط ارزیابی نمودند. 2) معلمان، عملکرد نظارتی کلی سرگروههای آموزشی و نیز عملکرد نظارتی آنان در تمام ابعاد دهگانهی فعالیتهای نظارت و راهنمایی آموزشی را پایینتر از متوسط و در حد نامطلوب ارزیابی نمودند. 3) سرگروههای آموزشی عملکرد نظارتی خود را هم در عملکرد کلی و هم در تمامی ابعاد دهگانه، به شکلی معنادار بالاتر از ارزیابی صورت گرفته توسط معلمان، برآورد نمودند. 4) بین ارزیابی معلمان از عملکرد سرگروههای آموزشی در ابعاد سهگانهی بهسازی معلمان، بهسازی آموزشی و بهسازی برنامه، درسی تفاوت معناداری وجود داشت.