شاخصهای موثر بر عدم تحقق حق مشارکت سیاسی زنان درنظام حقوقی معاصر
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه حقوق، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران( نویسنده مسئول)
doi
10.22034/thdad.2025.2011029.2553چکیده
حق مشارکت سیاسی زنان از جمله حقوق مصرح و غیرقابل انکار در تاریخ حقوق بشر است. تساوی عموم در مقابل قانون و برخورداری همه افراد ملت اعم از زن و مرد از حقوق سیاسی ایجاب میکند که زنان همانند مردان ازحق مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خویش و اعمال حاکمیت ملی برخوردار باشند. با وجود اینکه انقلاب اسلامی، زمینهی مساعدی را برای مشارکت سیاسـی زنان فراهم کرده است اما در عمل، اهداف این انقلاب در مورد نقـش و جایگـاه واقعی زنان در مـدیریت کـلان جامعـه هنـوز تحقـق نیافتـه اسـت. گرچه موانع متعدد دینی، حقوقی و سیاسی در حوزه مشارکت زنان نیز حاکم است، اما شرط نخست برای افزایش مشارکت و حضور زنان در عرصه قدرت، زدودن و جلوگیری از بازتولید کلیشهها و هویتهای جنسیتی برخاسته از فرهنگ جامعه در فرایند جامعه پذیری است. بنابراین ورود فعالانه و آگاهانهی زنان در حوزههای عمومی از سویی سبب امکان اعمال حق مشارکت سیاسی فعال و از سوی دیگر موجب ثبات، پیشرفت و توانمندی جامعه میشود. پرسش اصلی پژوهش حاضر با روش توصیفی ناظر بر تبیین چالشها، ماهیت مشکلات و موانع حضور جدی زنان در عرصهی سیاسی کشور با این فرضیه است که توانمند سازی زنان جهت مشارکت فعال و موثر درکلیه حوزههای اجتماع راهحل برون رفت از مساله عدم تحقق کامل مشارکت سیاسی زنان است.