جغرافیای فرا ملی اسلام و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای روابط بین‎الملل دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات

2 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران

3 دانشجوی دورۀ دکترای جغرافیا و برنامه‎ریزی شهری

doi
10.22059/jhgr.2013.36139
چکیده

‎ نظام فراملی جهان اسلام که مبتنی بر وحدت و یگانگی امت اسلامی است، به‎طور اصولی با نظام سیاسی موجود ـ که بر اساس نظام سنتی وستفالیایی بنا شده ـ متفاوت است. به نظر می­رسد ناسازگاری نظام عقیدتی اسلام با نظام وستفالیایی، در ابعاد زیر قابل بررسی است: اسلام به مرزهای عقیدتی و نادیده‎انگاشتن اصل انشعاب ملی و نفی دولت ملی تأکید می­ورزد. تفاوت دیگر، اختلاف در منشأ قوانین سامان‎بخش و تنظیم‎کنندۀ مناسبات بین اقوام و گروه‎بندی­های انسانی است. در سطح سوم، نظام جهانی اسلام به‎دنبال کنار گذاشتن تفرقه­ها و گوناگونی­های سیاسی، جغرافیایی، قومی، فرهنگی، نژادی و مانند آن، برای دست‎یافتن به‎نوعی وحدت و در پناه آن، ایجاد یک قطب قدرت در چارچوب موازنۀ قواست؛ جهان‎گرایی با رویکرد قطب سوم که گسترۀ آن سرزمین و مردمان آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا است. درنتیجه، این پژوهش تفاوت­های بین نظام فراملی اسلام و نظام دولت ـ ملت وستفالیایی را شناسایی و بر تمایز آنها تأکید کرده است. اهداف نظام فراملی اسلام، جهت‎گیری سیاست خارجی ویژه‎ای را می‎طلبد و در جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی، با وجود چالش­های اساسی با نظام جهانی حاکم، دستگاه دیپلماسی درپی تحقق و عملی ساختن مؤلفه­های آن در عرصۀ بین‎المللی است.