کاربست معناشناسی تاریخی در تحلیل معنای شیطان و ابلیس در قرآن کریم و نقد آرای لغت‌شناسان کلاسیک

نویسندگان

1 استاد گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران.

doi
10.52547/LRR.12.6.17
چکیده

دو مفهوم شیطان/ابلیس از مهم‌ترین مفاهیم قرآنی به‌شمار می‌آیند و نقشی مهم در نظام هدایت/ اضلال ایفا می‌کنند؛ نظامی که می‌توان آن را هدف اصلی از ارسال پیامبران و نزول قرآن دانست. ارائۀ مفهومی ناصحیح یا غیردقیق می‌تواند درک ناصحیحی از عملکرد و نقش شیطان/ ابلیس در این نظام به دنبال داشته باشد. این پژوهش تلاش می‌کند با بهره‌گیری از ریشه‌شناسی به‌منزلۀ شاخه‌ای از زبان‌شناسی تاریخی و توجه به بافت زبانی قرآن، تبیین دقیقی از این دو مفهوم ارائه و آراء لغت‌شناسان کلاسیک را بررسی کند. مشاهده شد واژۀ شیطان از میان دو مصدر پیشنهادی لغت‌شناسان به‌صورت شطن و شاط، از شطن به معنای دشمنی، رقابت و آشوب برگرفته از سحر مشتق شده ‌است، ولی لغت‌شناسان با وجود تأکید بر شطن به‌منزلۀ مصدر اشتقاق، بر معنای ریشۀ شط ــ انحراف و کجی ‌ــ تأکید کرده‌ و تمرکز معنی را بر وضعیت خود شیطان از نظر هدایت‌یافته یا گمراه بودن قرار داده‌اند. باهم‌آیی واژگانی در معانی دشمنی، اختلاف‌افکنی، ایجاد مانع و جادو با این واژه در قرآن نتایج مطالعات ریشه‌شناسی را تأیید می‌کند و نشان می‌دهد تمرکز معنا بر تأثیر شیطان بر هدایت یا گمراهی بشر است و نه وضعیت خود او. درمورد واژۀ ابلیس لغت‌شناسان دو نظریۀ اشتقاق از مادۀ بلس به معنای ناامیدی و وام‌واژگی در معنای مخلوط و مفتش را بیان کرده‌اند. بررسی‌ها وام‌واژگی را به شکلی متفاوت تأیید می‌کند؛ ابلیس نه مرتبط با معانی مخلوط و مفتش بلکه واژه‌ای یونانی در معنای اصلی دروغ‌گو و اسم خاص برای یکی از افراد شیطان است.