تبیین هستی شناسانه اخلاق توحیدی از دیدگاه ملاصدرا
نویسندگان
1 دانشجوی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
2 استاد دانشگاه تربیت دبیرشهیدرجایی
3 استاد دانشگاه تربیت دبیرشهیدرجایی
doi
10.22034/kalam.2025.734چکیده
انسان برای رسیدن به کمال آفریده شده است. فضایل و کمالات در یک دسته بندی به فضایل و کمالات فکری و اخلاقی تقسیم می شوند. هر نظام فکری برای رسیدن به کمال اخلاقی، نظریه های خاص خود را عرضه می کنند و راه های گوناگونی ارائه می دهند که البته برخی از آنها گمراه کننده هستند. این مقاله با در نظر گرفتن این پرسش که در نظام توحیدی ملاصدرا که منبعث از وحی و رسالت است، با چه اصولی می توان به کمالات اخلاقی دست یافت؟ در صدد بررسی مسأله است و دستاوردهای این جستار به این قرار هستند: یکم. در حکمت صدرایی، خدا به عنوان خالق بشر و حقیقتی که اشراف کامل به مخلوق خود دارد و به تمام ابعاد وجودی و شخصیتی انسان آگاه است باید سرچشمه اخلاق و هدف متعالی اخلاق قرار گیرد؛ دوم. مولفه هایی از جمله تهذیب نفس، به یادداشتن مرگ، الگوگیری، و علم در ارتقای وجودی انسان سهیم است. سوم. این مولفه ها نقش هستی شناسانه در اخلاق توحیدی دارند و تقویت هر یک از آنها به تحکیم ارکان اخلاق توحیدی می انجامد.