همسویی راهبردی آمریکا با بنیادگرایی مذهبی و تاثیر آن بر بیداری اسلامی( مطالعه موردی: بحران‌های افغانستان و سوریه)

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی،واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی ، اهواز،ایران

doi
چکیده

این مقاله به بررسی همسویی راهبردی آمریکا و بنیادگرای مذهبی از سال 2011 تا 2024 و تاثیر آن بر بیداری اسلامی می‌پردازد و بر استفاده راهبردی از این اتحادهای به ظاهر متناقض برای دستیابی به اهداف ژئوپلیتیک تأکید می‌کند. این صف‌بندی‌ها چگونه باعث حذف اسد در سوریه و به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان انجامید.(بیان مساله) همسویی‌های بین آمریکا و گروه‌های بنیادگرای مذهبی( با تاکید بر به قدرت رسیدن جولانی در سوریه و طالبان در افغانستان) چه تاثیری بربیداری اسلامی داشته است؟ (سوال)فرضیه این مقاله که تلاش شده است با رویکرد کیفی و روش تحلیلی و تبیینی (روش)بررسی شود عبارتست از : همسویی میان آمریکا و بنیادگرایی مذهبی باعث به قدرت رسیدن جولانی و حذف اسد در سوریه و به قدرت رسیدن طالبان و حذف نظام جمهوری در افغانستان و همچنین افزایش تنش در منطقه شده است این امر منجر به افزایش آگاهی و بصیرت در میان جریان‌های متکی بر بیداری اسلامی شده؛ به‌گونه‌ای که این جریانات با تاکید بر مواضع خود، به تفکیک بین اسلام اصیل و اسلام ابزاری پرداخته و بر راهبردهای ضداستکباری و مردمی تأکید بیشتری داشته اند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد همسویی آمریکا با جریان‌های بنیادگرای مذهبی، نه برای مبارزه با افراط‌گرایی، بلکه در راستای ایجاد چالش برای جریانات اصیل اسلامی و جبهه مقاومت، بی‌ثبات‌سازی منطقه و جلوگیری از شکل‌گیری گفتمان مستقل اسلامی در برابر نظم لیبرال‌سرمایه‌داری جهانی صورت گرفته است (یافته ها)