بررسی‌ تطبیقی‌ الگوی انتخابگری در آرای علامه‌طباطبایی‌ و ویلیام گلسر با تأکید بر شاکله‌ و دنیای مطلوب

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه الزهرا

2 دانشیار فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه الزهرا (س)

3 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا (س) تهران، ایران

4 دانشیار گروه مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

doi
10.22034/kalam.2025.733
چکیده

تعلیم‌ و تربیت‌ همواره متأثر از تصویری است‌ که‌ رویکردهای فلسفی‌ و به‌ تبع‌ آن رویکردهای اجتماعی‌ و روانشناسی‌ از انسان ارائه‌ می‌دهند و در واقع‌ از زوایه‌ دید خود به‌ معرفی‌ انسان می‌پردازند‌ .پژوهش‌ پیش‌رو در جست‌ و جوی رهیافتی‌ است‌ که‌ شناختی‌ صحیح‌ و واقع‌بینانه‌ در رابطه‌ با زیرساخت‌ های انتخاب و رفتار انسان ارائه‌ بدهد. بر این‌ اساس به‌ بررسی‌ تطبیقی‌ الگوی انتخابگری انسان در آرای علامه‌طباطبایی‌ و ویلیام گلسر با نظر به‌ مفاهیم‌ شاکله و دنیای مطلوب پرداخته‌ است‌. در این‌ پژوهش‌ ابتدا با روش توصیفی‌-تحلیلی‌ دو مفهوم شاکله‌ و دنیای مطلوب تعریف‌ و تبیین شده است و‌ سپس‌ با روش تحلیل‌ تطبیقی‌، تفاوتها و شباهت‌های این‌ دو مفهوم مورد بررسی‌ گرفته است‌. گام نهایی‌ این‌ پژوهش‌ مقایسه‌ و استخراج دلالت‌های تربیتی‌ متفاوت حاصل‌ از دو مفهوم شاکله‌ و دنیای مطلوب با استفاده از روش استنتاجی‌ است‌. مقایسه‌ این دو مفهوم ‌ نشان داد،  دنیای مطلوب به‌ عنوان یکی‌ از عناصر زیرساختی‌ تأثیرگذار در انتخاب و رفتار انسان تنها به‌ عوامل‌ درونی‌ می‌پردازد. بنابراین‌ گلسر به‌ شناختی‌ ناقص‌ از زیرساخت‌ های مؤثر در انتخاب و رفتار رسیده است‌. اما در باب این‌ مساله‌ نگاه علامه‌ طباطبائی‌ با توجه‌ به‌ مفهوم شاکله‌ به‌ عنوان یکی‌ از عوامل‌ مهم‌ و مؤثر در انتخاب و رفتار برآیندی از عوامل‌ درونی‌ و بیرونی‌ مورد است‌. بنابراین‌ نه‌ تنها می‌توان به‌ شناختی‌ کامل‌ از زیرساخت‌های انتخاب و رفتار دست‌ یافت‌، بلکه‌ مفهوم شاکله‌ می‌تواند به‌ عنوان مبنایی‌ متقن‌ و برهانی‌ جهت‌ نقد و پایش‌ دیدگاه‌هایی‌ چون دیدگاه گلسر مورد توجه‌ قرارگیرد.