شناسایی و اولویت‌بندی عوامل موثر بر مدیریت زنجیره‌تأمین سبز در صنعت لبنیات با روش‌های تصمیم‌گیری چند معیاره

نویسندگان

1 استادیار، گروه مدیریت مجتمع دانشگاهی مدیریت و مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران.

2 کارشناسی ارشد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
چکیده

در سال‌های اخیر، چالش‌های زیست‌محیطی، از جمله تولید گازهای گلخانه‌ای و مصرف بالای منابع، دغدغه اصلی صنعت لبنیات است. سازمان‌ها برای افزایش رضایت مشتری و کسب مزیت رقابتی به رویکردهای پایدار روی آورده‌اند. با وجود مطالعات متعدد، هنوز شکاف‌هایی در شناسایی آلاینده‌های خاص صنعت لبنیات و تحلیل روابط بین آن‌ها وجود دارد. تحقیقات پیشین بیشتر بر جنبه‌های کلی مدیریت زنجیره تأمین سبز متمرکز بوده‌اند. این پژوهش با استفاده از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره، به دنبال شناسایی و اولویت‌بندی این عوامل برای بهبود پایداری زیست‌محیطی صنعت لبنیات است. روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر زمانی، پژوهش حاضر مقطعی و از نظر روش‌شناسی، توصیفی-پیمایشی از نوع کمی است. جامعه آماری شامل مدیران و خبرگان صنعت لبنیات با بیش از ۱۰ سال تجربه کاری و تحصیلات دانشگاهی در حوزه مدیریت و زنجیره‌تأمین بود. نمونه‌گیری به روش هدفمند انجام شد و شامل ۱۰ نفر از خبرگان صنعت لبنیات بود. همچنین، ۶۰ نفر از کارشناسان این صنعت نیز پرسشنامه را تکمیل کردند. برای ارزیابی کفایت نمونه‌گیری از شاخص KMO و آزمون بارتلت استفاده شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای مبتنی بر طیف لیکرت بود و داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از روش‌های آماری مانند روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. این پژوهش در یک فرآیند چهارمرحله‌ای طی سال‌های 1402 تا 1403 صورت گرفت: (۱) شناسایی عوامل آلاینده زیست‌محیطی در زنجیره‌تأمین صنعت لبنیات؛ (۲) استخراج و غربال‌گری عوامل مؤثر بر مدیریت زنجیره‌تأمین سبز از طریق بررسی ادبیات نظری و انجام مصاحبه با خبرگان؛ (۳) تحلیل روابط علت و معلولی میان معیارها با استفاده از روش DEMATEL؛ و (۴) اولویت‌بندی معیارها با بهره‌گیری از روش ANP. این پژوهش، همچون هر کوشش علمی دیگری، با محدودیت‌هایی مواجه است. از جمله این محدودیت‌ها می‌توان به احتمال بروز خطای انسانی در فرآیند ارزیابی توسط خبرگان و پاسخ‌دهندگان به پرسشنامه‌ها اشاره نمود. همچنین، چالش‌های مرتبط با گردآوری داده‌های دقیق از فعالان صنعت لبنیات در سراسر ایران، و نیز محدودیت‌های ذاتی روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره، نظیر روش‌های DEMATEL و ANP، در انعکاس تمامی ابعاد پیچیدگی روابط میان معیارها، از دیگر موانع پیش روی این تحقیق به شمار می‌آیند. یافته‌ها نشان داد که عوامل آلاینده زنجیره‌تأمین لبنیات اصلی (آلودگی خاک، آب، هوا، صوت و نور) شناسایی شده و به ۲۱ زیرمعیار تقسیم‌بندی شدند. با بررسی منابع علمی و داده‌های میدانی، ۵ معیار اصلی و ۲۵ زیرمعیار برای پیاده‌سازی زنجیره‌تأمین سبز استخراج شد. سپس، روابط علت و معلولی میان معیارها بررسی و معیارها اولویت‌بندی شدند. در نهایت، نتایج نشان داد که معیار مدیریت پسماند و بازیافت بیشترین اثرگذاری را بر مدیریت زنجیره‌تأمین سبز در صنعت لبنیات دارد. در اولویت‌های بعدی، مدیریت محیط داخلی، تولید و عملیات سبز، انبارداری، حمل‌ونقل و توزیع سبز و خرید و تأمین سبز قرار دارند. این یافته‌ها بر اهمیت کاهش زباله، بهینه‌سازی فرآیندهای داخلی و به‌کارگیری فناوری‌های سبز تأکید دارد. در نتیجه، نوآوری این پژوهش با ارائه یک مدل ترکیبی مبتنی بر روش‌های DEMATEL و ANP، به‌طور هم‌زمان روابط علت و معلولی و اولویت‌بندی معیارها را تحلیل می‌کند. برخلاف مدل‌های پیشین، این رویکرد تطابق بیشتری با شرایط واقعی صنعت لبنیات ایران داشته و از داده‌های به‌روز و نظرات خبرگان بهره می‌برد. پیشنهاد می‌شود مدیران صنعت لبنیات با اتخاذ سیاست‌های سبز در زنجیره تأمین، علاوه بر کاهش آلاینده‌ها، به مزایای رقابتی مانند افزایش رضایت مشتریان و بهبود تصویر برند دست یابند. با این حال، به­دلیل محدودیت در نمونه‌گیری، نتایج این پژوهش تنها برای صنعت لبنیات قابل تعمیم است. این پژوهش می‌تواند راهنمایی عملی برای توسعه راهبردهای پایدار در صنایع مشابه باشد.