کلاسیسیسم و/ یا رمانتیسیسم: مروری بر زیبایی‌شناسی قصة زمستان

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

2 دانشگاه تربیت معلم

doi
چکیده

این مقاله در نظر دارد تا با توجه به نظریة هگل در پیوند با فلسفة هنرهای زیبا خوانشی تازه از قصة زمستان شکسپیر به دست دهد. پژوهشگران تلاش خواهند کرد ایده‌های هگل را دربارة جنبه‌های هنری نمایشنامة نامبرده به کار گیرند. در این مطالعه، ارزش‌های زیبایی‌شناختی نمایشنامه از دو دیدگاه متفاوت اما کاملاً وابستة کلاسیسیسم و رمانتیسیسم و با توجه به تعاریف هگل از دوره‌های متفاوتِ ظهور و رشد و نموِ شکل‌های هنری بررسی خواهند شد. نمایشنامة قصة زمستان دربرگیرندة هر دو شکل هنری کلاسیسیسم و رمانتیسیسم است اما چنین یافته‌ای لزوماً دلیل بر اعتقاد کامل شکسپیر به آنها و یا بکارگیری غیرجانبدارانه‌شان نیست. همان گونه که نشان خواهیم داد، شکسپیر نه ایده‌های زیبایی‌شناختی کلاسیسیسم را باور داشت و نه زیبایی‌شناسی رمانتیسیسم را آن گونه که باید وفادارانه و یا جانبدارانه بکار بست، بلکه روی مرز میان این دو زیبایی‌شناسی حرکت کرد و هوشمندانه و با شوخ‌طبعی گونه‌ای طنزآمیز از آنها آفرید.