تدوین راهبردهای جذب گردشگر در موزۀ هنرهای تزیینی ایران، اصفهان
نویسندگان
1 دانشیار گروه موزه و گردشگری، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
2 کارشناس ارشد مدیریت موزه،گروه موزه و گردشگری دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
3 استادیار گروه موزه و گردشگری دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22108/ue.2025.141408.1304چکیده
امروزه موزهها در شهر، در راستای عدالت اجتماعی فرهنگی شکل میگیرند و درگاهی برای درک و دریافت همۀ شهروندان از زیست انسان و محیط پیرامونی هستند. این اماکن اگرچه در موضوع، مقیاس، کیفیت و عملکرد متفاوت هستند، برای شناسایی و جذب بیشترین مخاطب و خدمترسانی بهتر تلاش و رقابت میکنند. موزۀ هنرهای تزیینی ایران، واقع در عمارت رکیبخانۀ اصفهان، با وجود پتانسیلهای فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی، از کمبود بازدیدکننده در مقایسه با موزههای رقیب رنج میبرد. این پژوهش با هدف تدوین راهبردهای مؤثر برای جذب مخاطب بیشتر به این موزه، عوامل مؤثر بر این چالش را شناسایی و راهکارهای عملیاتی را ارائه میکند. مسئلۀ اصلی پژوهش بررسی دلایل استقبال کم از موزه و شناسایی راهبردهای مناسب برای افزایش بازدیدکنندگان است. پرسشهای پژوهش شامل شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی، فرصتها و تهدیدهای خارجی، تعیین موقعیت راهبردی موزه و ارائۀ راهکارهای عملی برای جذب مخاطب هستند. این مطالعه از روش کیفی با رویکرد نمونۀ موردی بهره گرفته و دادهها از طریق ابزارهای مصاحبۀ نیمهساختاریافته و پرسشنامه با مشارکت خبرگان موزهداری جمعآوری شده است. تحلیل دادهها با استفاده از تکنیک SWOT نشان داد این مکان در موقعیت راهبردی «محافظهکارانه» قرار دارد، به این معنا که با وجود فرصتهای خارجی فراوان، ضعفهای داخلی مانع بهرهبرداری کامل از این پتانسیلها شدهاند. نتایج پژوهش به ارائۀ راهبردهایی مانند توسعۀ بازار (ایجاد پایگاه دادۀ مستقل، راهاندازی وبسایت و اطلاعرسانی به تورلیدرها)، رسوخ در بازار (طراحی کاتالوگ، استفاده از بیلبوردها و برپایی نمایشگاههای مناسبتی)، توسعۀ محصول (ارائۀ محتوای دیجیتال، تورهای ویژه و امکانات رفاهی) و یکپارچگی افقی (برگزاری نمایشگاههای مشترک و فروش بلیطهای ادغامی) منجر شد. این راهبردها با تأکید بر نیازهای مخاطبان و تقویت ارتباط موزه با جامعه، نه فقط به رونق موزۀ هنرهای تزیینی کمک میکند، بلکه گامی در راستای پویایی اقتصاد گردشگری شهری در اصفهان برمیدارد. این پژوهش با ارائۀ چارچوبی عملیاتی، خلأ موجود در مطالعات پیشین را پر میکند و به غنای دانش بازاریابی موزهای میافزاید.