بازنمایی اضطراب مرگ در تذکرةالاولیای عطار نیشابوری: واکاوی روان‌شناختی و عرفانی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکترا، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فرهنگیان، البرز، ایران.

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌ها، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.22059/jrm.2025.405409.630698
چکیده

مسئله مرگ و اضطراب ناشی از آن، یکی از بنیادی‌ترین دغدغه‌های انسان در طول تاریخ بوده‌است. روان‌شناسی وجودی، مرگ را سرچشمۀ اصلی اضطراب می‌داند و معتقد است که مواجهه با آن، سرنوشت‌سازترین تجربۀ انسان است. در عرفان اسلامی نیز مرگ، نه پایان که پلی به سوی وصال با حقیقت مطلق تلقی می‌شود. تذکرةالاولیاء عطار نیشابوری به عنوان یکی از برجسته‌ترین متون نثر عرفانی فارسی، دربردارندۀ روایت‌هایی است که جلوه‌هایی گوناگون از اضطراب مرگ و شیوه‌های مواجهه با آن را بازتاب می‌دهد. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و با بهره‌گیری از چارچوب روان‌شناسی وجودی، به واکاوی اضطراب مرگ در حکایات ده عارف نامدار در این اثر می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که می‌توان سه سطح عمده در مدیریت اضطراب مرگ در این حکایات تشخیص داد: ۱) سطح انکاری، که در آن سازوکارهای متعارف پاداش و کیفر اخروی نفی می‌شود (مانند رابعه عدویه)؛ ۲) سطح تحولی، که مرگ‌آگاهی به محرک اصلی دگرگونی معنوی و اخلاقی بدل می‌شود (مانند فضیل عیاض، ابراهیم ادهم و داوود طائی)؛ و ۳) سطح استعلایی، که در آن مرگ به‌مثابۀ وصال و کمال راه تفسیر می‌گردد (مانند حلاج و بایزید بسطامی). این طبقه‌بندی نشان می‌دهد که عطار با استفاده از روایت اولیا، اضطراب مرگ را از یک تهدید روان‌شناختی به موتور محرک سلوک عرفانی تبدیل کرده‌است. بنابراین، می‌توان گفت تذکرةالاولیاء الگویی غنی برای «زیستن اصیل در پرتو مرگ» ارائه می‌دهد که هم از منظر روان‌شناسی و هم از منظر عرفانی واجد ارزش تحلیلی است.