بازاندیشی تنهایی: نقد درمان مبتنی بر ارتباط و احیای مفهوم خلوت در سنت عرفانی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکترا، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jrm.2026.403128.630677
چکیده

این پژوهش با رویکرد توصیفی و تحلیل انتقادی میان‌رشته‌ای، مسئلۀ تنهایی انسان معاصر را بازاندیشی می‌کند و نشان می‌دهد درمان‌های مبتنی بر ارتباط (RBT)، هرچند در بهبود مهارت‌های میان‌فردی و کاهش انزوای اجتماعی مؤثرند، در سطحی عمیق‌تر، از التیام رنج اگزیستنسیال و خلأ معنای زیسته ناتوان می‌مانند. با تفکیک میان انزوا، تنهایی رنج‌آور و خلوت‌گزینی آگاهانه، و با مرور شواهد نظری و تجربی درباره پیامدهای تنهایی، استدلال می‌شود که اتکای یک‌سویه به پیوندهای بیرونی می‌تواند به وابستگی، انتقال‌های آسیب‌زا و ناکارآمدی در موقعیت‌های خاص بینجامد. در برابر، سنت حکمی-عرفانی اسلامی، راهبردی بدیل عرضه می‌کند: «خلوت»، نه به معنای کناره‌گیری منفعلانه، بلکه به‌مثابۀ ظرفیتی نظام‌مند برای خودتنظیمی عاطفی، آگاهی فراشناختی، پالایش توجه و بازآفرینی معنا. بر این مبنا، خلوت ابزار تبدیل رنج تنهایی به شکوفایی خلاقیت، منبع رشد فردی و گشودگی به ساحت قدسی است و به‌جای گریز از دیگری، امکان مواجۀ اصیل با خویشتن و بازتنظیم نسبت با جهان اجتماعی را فراهم می‌آورد. نوآوری مقاله در صورت‌بندی خلوت به‌عنوان مکانیسمی فلسفی-روان‌شناختی است که می‌تواند مکمل درمان‌های ارتباط‌محور تلقی شود؛ بدیلی که ضمن تبیین بنیان‌های نظری خود در میراث حکمی و عرفانی، پاسخی تازه به بحران تنهایی انسان مدرن عرضه می‌کند و افق‌هایی نو برای فهم و مواجۀ وجودی با تنهایی می‌گشاید.